جايگاه سهروردي شناسي در غرب
|
|
صفیر سیمرغ
شیخ شهاب الدین سهروردی
رساله پیش رو رساله «صفیر سیمرغ» اثر حکیم و عارف بزرگ قرن ششم شیخ شهاب الدین ابوالفتوح یحیی ابن حبش ابن امیرک سهروردی (549 - 587 ق) است.
رساله حاضر از روی نسخه ای در مجموعه ای کهنسال متعلق به کتابخانه ملی تحت شماره 2412 که تاریخ تحریر آن 659 و به خط محمد ابن علی ابن علی دامغانی جاجرمی میباشد پیاده شده است. این نسخه که با مرگ مؤلف تنها هفتاد و دو سال فاصله دارد صفحه به صفحه مطابق نسخه مذکور حروف چینی شده است. به این ترتیب که صفحه اول رساله پیش رو مطابق با صفحه اول نسخه خطی و به همین ترتیب تمام رساله صفحه به صفحه مطابق صفحات نسخه خطی میباشد.
(طبیعتاً در این نسخه الکترونیکی، امکان رعایت ترتیب صفحات وجود نداشته است.)
بسم الله الرحمن الرحیم
سپاس واهب حیوة را و مبدع موجودات را و درود بر خواجگان رسالت و ائمه نبوت سیّما بر صاحب شریعت کبری و هادی طریقت علیا محمّد مصطفی علیه الصّلوة و السلبام. امّا بعد. این کلمه ای چند است در احوال تجرید گفته آمد و سخن در آن محصور است در دو قسم: قسم اول در بدایا، قسم دوم در مقاصد، و این جزو موسوم است به صفیر سیمرغ، و زیانی ندارد که در پیش مقدمه یاد کنیم از احوال این سیمرغ و مستقرّ او. روشن روانان چنان نموده اند که هر آن هدهدی که در فصل بهار بترک آشیان خود بگوید و به منقار خود پر و بال خود برکند و قصد کوه قاف کند سایه کوه قاف بر او افتد در مقدار هزار سال این زمان که «و إنّ یوماً عند ربّک کالف سنة ممّا تعدّون» و این هزار در تقویم اهل حقیقت یک صبح دم است از مشرق لاهوت اعظم. درین مدت سیمرغی شود که صفیر او خفتگان را بیدار کند و نشیمن او در کوه قاف است. صفیر او به همه میرسد ولیکن مستمع کم دارد، همه باویند و بیشتر بی ویند.
با مائی و با ما نئی
جانی از آن پیدا نئی
و بیمارانی که رهین علت استسقا باشند و یا گرفتار دق، سایه او علاج ایشان است و مرض را سود دارد. و رنگهای مختلف را زایل کند و این سیمرغ پرواز کند بی جنبش و بپرد بی پر، و نزدیک شود بی قطع اماکن. و همه نقشهای مادروست، و او خود رنگ ندارد، و مشرقست آشیان او و مغرب ازو خالی نه. همه ازو مشغول و او از همه فارغ، همه از او پر و او از همه تهی. همه علوم از صفیر این سیمرغ است و ازو استخراج کرده اند و سازهای عجیب مثل ارغنون و غیر آن از صدا و رنّات او بیرون آورده اند. بیت
تو ندیدی شب سلیمان را
تو چه دانی زبان مرغان را
و غذای سیمرغ آتش است و هر که پری از آن او بر پهلوی راست بندد بر آتش بگذرد و از حرق ایمن بود. و نسیم صبا از نفس اوست، از برای این عاشقان راز دل و اسرار ضمایر با گویند. و این کلمات که متحرر میشود نفئه مصدور است و چیزی مختصر از آن و از ندای او
قسم اول
و آن سه فصل است: اول در تفضیل این علم، دوم در آنچه اهل بدایا را ظاهر شود، سیم در سکینه. قسم دوم سه فصل است: اول در فنا، دوم در آن که عر که عالم تر عارف تر. قسم سیم در اثبات لذة بنده مر حقّ را.
فصل اوّل از قسم اول
در تفضیل این علم بر جمله علوم
بر رأی روشن دلان نپوشد که ترجیح علمی بر دیگری از چند وجه باشد: اوّل آن است که معلوم شریف تر بود چنان که تفضیل زرگری بر پالان گری که تصرف این در زر است و آن دیگری در پشم. دوم، آن که علمی را ادّله قوی تر بود از علمی دیگر. سیّم آن که مهم تر بود اشتغال بدان و فایدۀ آن بیشتر بود، و جمله امارات ترجیح در این علم موجود است به نسبت با علمی دیگر. اما از جهت نظر به مقصد و معلوم ظاهر است که درین علم مقصود و مطلوب و معلوم حقست تعالی شأنه و دیگر موجودات را با عظمت او نسبت کردن ممکن نیست. امّا از جهت دلیل و برهان مبیّن است که مشاهده قوی تر از استدلال، و محققان کلامی جایز میدارند که حق تعالی بنده را علمی ضروری دهد بوجود او و صفاتش و غیر آن. پس چون این جایزست که بعضی را حاصل شود شک نیست که راجع باشد بر آنچه تحمل کلفت و از نظر مشقت استدلال و اقتحام مواقع مشکوک و محل شبهت باید کرد. و بعضی را از متصوّفه پرسیدند که «ما الدلیل علی وجود الصانع؟» فقال «قد اغنی الصباح عن المصباح» و یکی دیگر گوید هم از ایشان: «مثل کسی که معرفت حق را طلب کند به دلیل همچنان است که کسی آفتاب را به چراغ جوید. و محققان اصول مسلم داشته اند و اثبات کرده که در آخرت شاید که باری عز اسمه بندگان را ادراکی آفریند در حاسّۀ بصر، تا حق را ببینند بی واسطه دلیل و برهان، و دلیل و برهان شرط نیست پیش اهل حق، پس شاید که بدین قواعد مثال این ادراک ایجاد کند تا در دنیا او را ببیند بی حجتی. و از این است که عمر گفت: «رأی قلبی ربّی» و امیرالمؤمنین علی گفت رضی الله عنهما: «لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا» و درین معنی سرهای پوشیده است که لایق این موضع نیست. و امّا از جهت اهمیت شکی نیست که انسان را مهمتر از سعادت ایمان چیزی نیست، بلکه جمله مطالب به نسبت با این مختصر باشد، و اعظم وسایل معرفت است، پس از جمله وجوه ثابت گشت که علم معرفت شریف تر است از جمله علوم. و جنید گفتی رضی الله عنه که: «اگر دانستمی که زیر آسمان علمی است شریف تر از آنکه محققان معرفت در آن خوض میکنند من جز بدان مشغول نبودمی و با بلغ الطرق در تحصیل آن سعی نمودمی.»
فصل دوم
در آنچه اهل بدایا را حاصل شود.
اوّل بریدی که از حضرت عزت رسد بر ارواح طلاب، طوالع و لوایح باشد و آن انواری است که از عالم قدس بر روان گویا اشراق کند و لذیذ باشد، و هجوم آن چنان ماند که برقی ناگاه درآید و زود برود، و «هو الذی یریکم البرق خوفاً و طمعاً» خوفاً من الزوال و طمعاً فی الثبات. و در بطن دوم این آیت اشارت است به اوقات اصحاب تجرید. و صوفیان این طوالع را اوقات خوانند، و از اینجاست که یکی میگوید: «الوقت سیف قاطع» و گفته اند: «الوقت أمضی من السیف» و در کلام الهی اشارت بسیار است بدان چنان که میگوید: «یکاد یخطف بالابصار» و غیر آن. واسطی را پرسیدند که: «انزعاج بعضی مردم در حال سماع از کجاست؟» گفت: «انواری است که ظاهر بشود پس منطوی گردد» و مثل بدین بیت زد:
خطرت فی القلب منها خطرة
خطرة القلب بدائم اضمحل
«و لهم رزقهم فیها بکرة و عشیاً» و این لوایح همه وقتی نیامد، مدتی منقطع شود. و چون ریاضت بیشتر گردد برق بسیارتر آید تا بدان حد رسد که مردم در هرچه نگاه کند بعضی از احوال آن عالم با یاد آرد، و ناگاه این انوار خواطف مترادف شود، و باشد که در عقب آن متزلزل گردد. و مصطفی علیه السلام به انتظار این حالت میفرماید چنان که از لفظ نبوی مشهور است: «انّ لربّکم فی ایّام دهر کم نفحات ألا فتعرضعوا لها.» و مرتاض به فکر لطیف و ذکر خالص از شوایب هواجس در وقت فترت حواس استعانت کند از بهر استعادت این حالت. و روا باشد که کسی ریاضت ندارد در بعضی اوقات این حالت نیاید و او غافل باشد. و اگر کسی ترصد کند در ایام اعیاد که مردم قصد مصلی کنند و آوازها را افراشته و تکبیرهای برآمده و صیحه سخت درافتاده و آواز صنّوج و ابواق غلبه گرفته، اگر صاحب نظری باشد که طبعی سلیم دارد و تذکر احوال قدس کند حالی از این اثری بیابد سخت خوش. و همچنین در وقت حرب که وقت التقاء مردان باشد و صیحه مبارزان و شیهه اسبان و آوای طبل برآید و جنگ سخت شود، و مردم اقتحام کنند و سیوف متحرک گردد، و اگر کسی اندک مایه خاطر صافی دارد، اگر نیز صاحب ریاضت نباشد، از این حالت خبر دارد به شرط آن که ابدا تذکر احوال قدس کند و ارواح گذشتگان و مشاهدۀ کبریا و صفوف ملاء اعلی با یاد آرد. و اگر کسی بر اسب دونده باشد و اسب را به تاختی برانگیزاند و تقدیر کند که میرود و هیکل را به جای میگذارد و به جان مجرد به حضرت قیومیت میرود و در صف قدّوسیان منخرط میگردد، و هیبتی سخت در خود پدید آورد، و در مثل این جالت نیز از این بروق اثری بپاید، و اگر نیز مرتاض نباشد و در اینجا اسرار است که در این روزگار کم کسی بغور آن رسد. و چون مردم را این برقها برقی درآید اثری از آن به دماغ رسد و باشد که همچنان نماید که در دماغ و کتف و پشت، رگی سخت قوی جستن گیرد و نیک لذیذ باشد، و به سماع نیز استعانت کند، تا تمام تر بود.
فصل سیّم
در سکینه
پس چون این انوار به غایت رسید و به تعجیل نگذرد و زمانی دراز بماند، آنرا سکینه خوانند، و لذتش تمام تر باشد از لذت لوایح باشد. و مردم چون از سکینه بازگردد و به بشریت بازآید، عظیم پشیمان و مندم شود بر مفارقت آن، و در این معنی خوش گفته است آن مردم صالح:
با نسیم القرب ما أطیبکا
ذاق طعم الانس من حلّ بکا
أیّ عیش لاناس قربوا
قد سقوا بالقدس من مشربکا
و در قرآن مجید ذکر سکینه بسی است چنان که گوید: «فأنزل الله سکینته» و جای دیگر گفت: «هو الذی أنزل السکینة فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایماناً مع ایمانهم.» و کسی را که سکینه حاصل آید، او را اخبار از خواطر مردم و اطلاع بر مغیبات حاصل آید و فراستش تمام گردد. و مصطفی علیه السلام در حق عمر گفت: «ان الحق لینطق علی لسان عمر» و گفت: «انّ فی امّتی محدّثین کلّمین و انّ عمر لمنهم.» و صاحب سکینه از جنبه عالیه نداهای به غایت لطیف شنود و مخاطبات بدو رسد و مطمئن گردد چنان که در وحی الهی مذکور است: «الا بذکر الله تطمئنّ القلوب» و صورتی به غایت لطیف با لطافت مشاهده کند از محاکات اتصال به مقامات علوی. و این مقام متوسط است از مقامات اهل محبت، و در خیال بین النوم و الیقظه آوازهای هایل و نداهای عجایب شنود، و در وقت غشیان سکینه نورهای عظیم بیند، و باشد که از غایت تلذّذ عاجز آید. و این وقایع بر راه محققان است نه در طریق جماعتی که در خلوات چشم بر هم نهند و خیال بازی میکنند. و اگر از انوار صادقات اثری یافتندی، بسا حسرت که ایشان را پدید آمدی و «خسر هنالک المبطلون»
فصل اوّل از قسم دوم
در فنا
و این سیکنه نیز چنان شود که اگر مردم خواهد که از خود باز دارد میسر نشود. مرد چنان شود که هر ساعتی که خواهد قالب رها کند و قصد عالم کبریا کند و معراج او بر افق اعلی هرگاه که خواهد میسر شود. پس هرگاه که نظر بذات خویش کند، مبتهج گردد که سواطع انوار حق بیند، و این هنوز نقص است. و چون توغّل کند از این مقام نیز بگذرد، چنان شود که البته به ذات خویش نظر نکند و شعورش به خودی خود باطل گردد و آن را «فناء اکبر» خوانند، و چون خود را فراموش کند، آن را «فناء در فنا» گویند. مادام که مرد به معرفت شاد شود، هنوز قاصر است و آن را نیز از جمله شرک خفی گیرند، بل که آن وقت به کمال رسد که معرفت را نیز در معروف گم کند، که هر کس به معرفت شاد شود و به معروف نیز همچنان است که مقصد دو ساخته اشت، مجرد آن وقت بود که در معروف از سر معرفت برخیزد. و چون اطلال بشریت نیز خرج گردد، آن حالت طمس است و مقام «کلّ من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام» و بعضی از محققان گویند که «لا اله الا لله» مقام عوام است و «لا هو الا هو» توحید خواص است، و در تقسیم تساهل کرده است و مرتبه توحید پنج است: «لا اله الا الله» و آن توحید عوام است که نفی الوهیت میکنند از ما سوی الله و اینان اعم عوامند. و ورای این گروهی دیگرند که به نسبت با اینان خاصند. و به اضافت با آن کسانی دیگر که مقام ایشان بلند تر است از عوام، و توحید ایشان «لا هو الا هو» و این عالی تر از اوّل بشاد، از بهر آنکه در معرض هویت حق تعالی و گفتند که جز اوی او را کسی دیگر نتوان گفت که اوییها همه از اوست، پس اویی مطلق را او باشد. و ورای اینان گروهی دیگرند که توحید ایشان «لا انت الا انت» است، و این عالی تر از آن است که ایشان حق را «هو» گفتند. و «هو» غایب را گویند، و اینان همه تویی ها را در معرض تویی شاهد خویش نفی کردند و اشارت ایشان به حضور است. و گروهی دیگرند بالای اینان که گفتند کسی که دیگری را خطاب تویی کند او را از خود جدا داشته باشد و اثبات اثنیت میکند و دویی از عالم وحدت دور است. ایشان خود را گم کردند و گم گرفتند و توحید حق جل و علا، «لا أنا الا أنا» گفتند و محقق ترین اینان گفتند که اثنیت و انانیت و هویت همه عبارت زاید بود مر زات قیومیت را، هر سه لفظ را در بحر طمی غرق کردند، طاحت العبارات و فنیت الاشارات، «و کل شیء هالک الا وجهه» گفتند، و اینان را مقام رفیع تر است. و مردم تا با این عالم علامتهای ناسوت دارد به مقام لاهوت نرسد. بالای آن مقامی دیگر نیست. بزرگی را پرسیدند که «ما التصوف؟» گفت: «اوّله الله و آخره لا نهایة له.»
فصل دوم
در آن که هر که عارف تر عالم تر
حدیث نبوی مشهور است «ما اتخذ الله ولیّاً جاهلاً» صاحب شرع اعظم با همه کمال خویش مأمور بود باستزادت علم، و حق تعالی او را میگوید: «و قل ربّ زدنی علماً» و از الفاظ اوست علیه الصلوة و السلام، «کل یوم لا ازداد فیه علماً فلا بورک فی صباح ذلک الیوم» پس چون حال سید علیه السلام برین وجه است، کسی دیگر را حال چگونه بود؟ و این علم که عارف را کشف افتد لازم نیست از که باب طلاق و عتاق و خراج بود که این علم ظاهر است، بلکه از کشف حال قیومیت و کبریا و ربوبیت بود و ترتیب نظام موجود و عوالم ملکوت و سرهای آسمان و زمین بداند چندان که حق تعالی گفت: «قل انزله الذی یعلم السرٌ فی السماوات و الأرض» و دانستن سر قدر که فاش کردن آن حرام است، چندان که لفظ نبوی به نفی آن ناطق است «القدر سرّ الله فلا تفشلوه»، اهل حقیقت همه بر آنند که افشاء سر للربوبیة کفرونه. هرچه علم مخققان بدان محیط است در حیز عبارت آید، یا همه کس در آن شروع کند که جمال کبریای احدیت بیش از آن است که مورد هر وادی و مقصد هر قاصدی و مطلب هر طالبی باشد و قلیل «من عبادی الشکور». در فطرت انسیّت با کثرت جوارح هیکل یک نقطه بیش نیست که لایق افق قدسی باشد، «فلما وجدنا فیها غیر بیت المسلمین» پس چون کار بیت یک شخص بدین وجه است بدین قیاس باید کرد و مراست این دو بیت:
در کوی خرابات بسی رندانند
کز لوح وجود سرها میخوانند
بیرون ز شتر گربۀ احوال فلک
بینند شگفت ها و خر میرانند
مرد صاحب نظر باید که پیوسته باحث حقایق و غرایب باشد و بدان قدر که مسرای خاطر او باشد فرو نیاید. حسین منصور گفت رضی الله عنه: «محبت میان دو کس آن وقت مستحکم شود که میان ایشان هیچ سر مکتوم نماند.» پس چون محبت کامل گردد پوشیده بود. و چون غایت کمال کار بنده آن است که تشبه کند به حق تعالی، و علم از صفات او مستجهل نقص بود. پس لازم آید که هرکه عارف تر بود، ادراک او مر حقایق وجود را بیشتر بود و جهل قبیح است به همه حال.
فصل سیّم
در اثبات لذت بنده مر حق تعالی را
امّا مذهب متکلمان و جماهیر اصول آن است که نشاید که بنده خدا را دوست دارد، زیرا که دوستی عبارت است از میل نفس و میل به جنس خود بود و خدای تعالی منزه است از آنکه او را با مخلوقات مجانستی بود، بل محبت عبارت است از طاعت بنده مر حق تعالی را، و اهل محبت اثبات کرده اند محبت را و لذت را، و در آن جنسیت شرط نیست که مردم لونی را دوست دارد یا هیأتی را با آنکه از جنس او نیست. و محبت خدای تعالی به قوای جسمانی تعلق ندارد، بلکه نقطه ربانی که مرکز اسرار حق است بدو تعلق دارد. و محبت شاد شدن ذاتیست به تصور از محبتی که از حد گذشته باشد، و عشق با یافتن مراد بماند و نایافته، که اگر از جمال معشوق همه یافته بودی آرزوش نماندی، پس هر مشتاقی یابنده و نایابنده باشد. و در شوق نقصی است، زیرا که نایافتن در وی ضروری است. امّا حدیث اثبات لذت، بدان که لذت عبارت است از حاصل شدن کمال مر چیزی و حصول آن، کمال، که اگر کمال چیز حاصل شود و یابنده را خبر نبود، کمال نباشد. چشم را چون کمال چیز حاصل شود و آن صورت خوب است که دریابد و متلذذ گردد، و سمع را لذتی است و آن ادراک مسموع ملایم است از آواز خوش، و شم را لذت ادراک ملایم است از بوی های خوش، و همچنین برین قیاس، و روان گویا را کمال معرفت حق است و دانستن حقایق، پس چون او را آن حاصل آید با کمال اعلی و آن اشراق نور حق است، و انتفاش به کمال کبریا باید که لذت او عظیم تر بود، زیرا که او شریف تر است. و شریف تر دریابندگان انسان است و عظیم ترین معلومات حق است، پس لذت انسان کامل تر و وافرتر بود. و لکن عینین را از لذت جماع خبر نبود، اگر نیز شنود که مردان را از آن قسط تمامست، و خوش گفت آن مرد پیر: «من لم یذق لم یعرف» و این سخن اثبات لذت و محبت، در روزگار جنید از اهل تصوف نقل کردند و غلام خلیل و جماعتی از متکلمان و فقها بر احوال تجرید تشنیع زدند و به الحاد و کفر ایشان گواهی دادند و شهادت در محضرها ثبت کردند و جنید در آن واقعه روی در کشید. و امیرالقلوب ابوالحسین نوری را با جماعتی از کبار در مجلس سیاست حاضر کردند و سیاف قصد قتل کرد. و این قصه معروف است که ابوالحسین نوری مبادر گشت تمهید قتل را. وی را از آن پرسیدند، گفت: «خواستم که یک لحظه زندگانی، بر برادران ایثار کنم.» آن حدیث به خلیفه نقل کردند، سبب خلاص ایشان آمد. و پیش از آن بر ذوالنون مصری هم سگالیدند و حق جل و علا او را خلاص داد.
فصل
در خاتمیت کتاب
ذات منقسم معرفت نامنقسم را نشاید که معرفت نیز منقسم شود و معروف را نیز انقسام لازم آید. حلاج گفت رضی الله عنه: «الصوفی فی لا یَقتل و لا یُقتل لا یتجزی و لا یتغبص» و در وقت صلب گفت: «حب الواحد افراد الواحد له». و کسانی که خواهند که کارگاه عنکبوت فروگشایند نوزده عاون را از خود دور کنند، پنج پرندۀ آشکار، پنج پرندۀ نهان، و دو پرندۀ تند حرکت، و پنج روندۀ آهسته پوشیده حرکت. و این همه پرندگان را دشوار است از خود دور کردن، زیرا چندان که کسی خواهد که طیران کند این همه پرندگان از بیش بروند و از حرکتش منع کنند، و از همه پرندگان پنهانی را مشکل است دفع کردن. و در میان ایشان جزیره ایست که درو دوال پایان باشند، هرچند مردم پیشتر روند پایها بیندازند. ناگاه در گردن ایشان افکند و آن حرکت بازدارند تا آب حیوة درنیابند. و شنیدم که اگر کسی بر گردون نشیند یا در کشتی نوح، و عصای موسی در دست گیرد، از آن خلاص یابد. تم الکتاب و الحمد لواهب العقل و للصور بلانهایة و حسبنا الله و نعم الوکیل.
شیخ شهاب الدین سهروردی چهره برجسته ای در حکمت ، فلسفه و عرفان در فرهنگ ایران است. او در سال 549 هجری قمری در قریه سهرورد خدابنده دیده به جهان گشود. اولین آموخته های او در شهر مراغه نزد مجدالدین جیلی بود . سهروردی نزد جیلی ، فقیه مشهور آن زمان ، فقه را آموخت و در همانجا و نزد همین استاد با فخر رازی ، منتقد بزرگ فلسفه مشاء ، همدرس بود . با آنکه این دو از نظر علمی تفاوت های آشکاری با یکدیگر داشتند اما دوستی و قرابتی عجیبی میان این دو بر قرار بود.
سهروردی پس از تکمیل تحصیلات به اصفهان رفت تا نزد ظهیرالدین فارسی، علم منطق را بیاموزد. او در همین شهر بود که برای نخستین بار با افکار ابن سینا روبرو شد و پس از مدتی تسلط خاصی بر آن پیدا کرد.
سهروردی پس از اتمام تحصیلات رو به عرفان و سلوک معنوی آورد. شیخ در جریان سفرهایش مدتی با جماعت صوفیه هم کلام شد و به مجاهدت نفس و ریاضت مشغول شد .
هنگامی که سفرهای سهروردی گسترده تر شده بود به آناتولی رسید و از آنجا به حلب سوریه رسید. در همان شهر با ملک ظاهر ، پسر صلاح الدین ایوبی ، دیداد کرد. ملک ظاهر شیفته شیخ شده و مقدمش را گرامی داشت و از او خواست که در آن جا بماند. سهروردی پذیرفت و درس و بحث خود را در مدرسه حلاویه آغاز کرد. در همین مدرسه بود که شاگرد و پیرو وفادارش شمس الدین شهروزی به او پیوست .
شیخ همیشه در بیان مسائل ، به خصوص احکام و مسائل مربوط به دین بی باک بود و همین صراحت بیان او بود که سرانجام فقهای قشری عامه علیه او شوریدند ، او را مرتد خوانده و سخنانش را خلاف اصول دین دانستند. این کینه و عناد تا جایی رسید که ملک ظاهر را تشویق به قتل او کردند. اما ملک ظاهر نمی پذیرفت و به خواست آنان توجهی نمی کرد. اما فقها با ارسال شکوائیه به صلاح الدین ایوبی او را مجاب کردند که فرمان قتل شیخ را صادر کند. سرانجام صلاح الدین ایوبی در نامه ای از پسرش خواست به دلیل برخی ملاحظات سیاسی شیخ را به قتل برساند .
بدین ترتیب شیخ را زندانی کرده و در سن 36 یا 38 سالگی به قتل رسید. مشهور است که او را به دار آویختند یا خفه کردند. جنازه شیخ را در روز جمعه آخر ذی الحجه سال 587 هـ.ق از زندان بیرون آوردند. جرم او معاندت با شرایع دینی بود. بدین ترتیب سهروردی نیز سرانجامی همچون سقراط یافت .
به گزارش خبرنگار گروه دین و اندیشه "مهر"، از سهروردی در طول عمر کوتاه خود حدود پنجاه کتاب و رساله به یادگار مانده است . آثار او نه تنها حاوی مهمترین آثار وی است بلکه به طرز شگفتی از نظر فصاحت و بلاغت تحسین شده و دارای نثری پخته و قوی است .
آثار سهروردی را می توان به چهار بخش تقسیم کرد :
1- کتاب های صرفا فلسفی وی که به زبان عربی است . تلویحات ، المقاومات و مطارحات و معروف ترین کتاب فلسفی وی ، حکمت الاشراق ، از این جمله اند .
2- رساله های عرفانی وی که به زبان پارسی و برخی به عربی است. از این جمله عقل سرخ ، آواز پر جبرئیل ، صفیر سیمرغ و لغت موران به پارسی و هیاکل النور و کلمة التصوف به عربی است .
3- ترجمه ها و شروحی که او بر کتب پیشینیان ، قرآن و احادیث نوشته است. مانند ترجمه فارسی رسالة الطیر ابن سینا و شرحی بر اشارات و تنبیهات ابن سینا و تفاسیری بر چند سوره قرآن کریم .
4- دعاها و مناجات نامه هایی که به زبان عربی است و آنها را الواردات و التقدیسات نامیده است . برخی بر این باورند که روش اشراقی را ابن سینا بنیان نهاده و معتقدند ابن سینا در کتاب منطق المشرقین و سه فصل آخر کتاب اشارات و تنبیهات به آن اشاره کرده است. اما با تمام این احوال همه دوستداران فلسفه معتقدند اگر ابن سینا بینانگذار فلسفه اشراق باشد یا نباشد ، این سهروردی است که حکمت اشراق را به حد اعلا و تکامل رسانده است. سهروردی در این کتاب به نوعی از بحث وجود رسیده که تنها به نیروی عقل و قیاس برهانی اکتفا نمی کند ، بلکه شیوه استدلالی محض را با سیر و سلوک قلبی همراه می سازد. سهروردی برای تدوین فلسفه خویش منابع متعددی داشت که با گردآوری آنها و تنظیم شگفت انگیز ایشان در کنار هم فلسفه ی نوین خود را پایه گذاری کرد. این منابع به سه دسته کل تقسیم شده اند :
۱. حکمت الهی یونان ، سهروردی بر خلاف فیلسوفان پیشین که تنها به ارسطو توجه ویژه ای داشتند شیفته فیثاغورث و امپدکلوس و به ویژه افلاطون بود ، تا حدی که افلاطون را پیشوای حکمای اشراق می داند.
۲. حکمت مشاء، بدون شک این حکمت مشائی بود که مقدمهی اشراق شده است. سهروردی با گردآوری آثار مشائین به خصوص ابن سینا توانست اینگونه از آرا مشاء را در حکمت اشراق استفاده کند.
۳. حکمت ایران باستان ، از نکات برجسته و جالب توجه سهروردی علاقهی خاص او به حکمت پارسی باستان است به خصوص شخص زردشت است. این توجه ویژه به حدی است که برخی اصطلاحات حکمت اشراق را از اوستا و منابع پهلوی گرفته است . او در کتاب حکمت الاشراق ، زردشت را حکیم فاضل نمیده و حتی خودش را زنده کننده حکمت ایران باستان دانسته است. جالب آنکه شیخ مانی و مزدک را مصلحین زردشتی گری نمی داند بلکه آن دو را نکوهش کرده و بدعت گذار نامیده است.
به گزارش "مهر"، سهروردی حقیقت را امری واحد می دانست و آن را منسوب به خداوندی واحد دانسته و اصطلاح « الحق من ربک » را از قرآن وام گرفته است. سهروردی می گوید : « حقیقت ، خورشید واحدی است که به جهت کثرت مظاهرش تکثر نمی یابد. شهر واحدی است که باب های کثیری دارد و راههای فراوان به آن منتهی است ».
سهروردی عقیده داشت در ایران باستان امتی می زیست که مردم را به حق رهبری می کرد و آنان را پرستنده حق واحد می دانست. سهروردی افراد این امت را پهلوانان و جوان مردانی یگانه پرست می دانست و ایشان را با این کلام معرفی می کند : « خداوند ولی کسانی است که ایمان آورند و ایشان را از ظلمت به سوی نور هدایت می کند » او حکمای ایرانیان باستان را کسانی می داند که با شیوه اشراقی به مقام عرفانی والایی رسیده اند.
سهروردی پهلوانان فرزانه ای چون کیومرث و تهمورث و حکیمانی چون زردشت و جاماسپ را برای اولین بار در فلسفه معرفی می کند. وی واقعیت اشیاء را به نور تمثیل می کند و آنچه را که تفاوت میان آنهاست در شدت و ضعف نورانیت آنها می داند. او معتقد است که نوری واحد عامل آشکار شدن اشیاء است و هستی مطلق و نور محض را « نورالانوار » خداوند می داند .
با توجه به این موضوع که در کتب و نقشه های مختلف جغرافیایی نام شهرستان را به دو صورت جداگانه به نامهای قیدار نبی(ع)و همچنین خدابنده معرفی می نماید.الزام دلایل مذهبی و تاریخی خالی از ذکر نمی باشد:
الف:قیدار نبی (ع)
نام قیدار که بنا به روایات گوناگون قبر حضرت قیدار نبی (ع) از سلسله جلیله و اجداد حضرت رسول اکرم (ص) می باشد که قسمتی از نصب وی را چنین می شمارند:
....سلامان بن حمل بن قیدار بن اسماعیل بن ابراهیم خلیل الله بن ناروخ ...که بیست و پنجمین جد پیامبر اسلام بوده و پسر حضرت اسماعیل و پدر بزرگوار آن حضرت ابراهیم خلیل الله می باشد. چنانکه اشاره گردید قبر حضرت قیدار (ع) که از اصلاب شامخ و ارحام مطهر میباشد بدست بلغارخاتون دختر ارغون شاه بقعه احداث و در تاریخ 1319 هجری قمری توسط شخصی بنام امیر افشار که جهانشاه خان لقب داشت گنبد و مقبره اش را با بهترین وضع آن زمان تعمیر شده است.ودور تا دور مقبره حجرات فراوانی قرار داده و حوضه علمیه آن زمان برای اجتماع طلاب و روحانیون تاسیس نموده است ودر این حوضه اساتید علوم دینی و طلاب زیادی مشول به کار می شدند. و همچنین مسجد جامع امروز که محل اجتماع و برگزاری نماز عبادی سیاسی جمعه می باشد بدست وی احداث گردیده است. وجود مقبره ی حضرت قیدار نبی (ع) در رونغ این شهر سهم بسزایی داشته و در ایام گوناگون زائران گوناگونی را پذیرا است.
رهگذران و مسافرانی که از تهران و زنجان بسوی قیدار یا بالعکس حرکت می کنند در چهل و پنج کیلومتری قیدار در دشت فراخ و گسترده ( کنگرلند) گنبد معظم و با شکوهی را می بینند که بر دهکده مجاور و کوچک خود بنظر تحقیر می نگرد که سلطانیه نام دارد. این گنبد بقایای آثار یکی از بلاد معظم اسلامی است که در آغاز قرن هشتم هجری بنیای آن گذاشته شد.و در اندک زمانی یکی از مراکز سیاست و تجارتی مهم دنیا گردید. دشت کنگرلند که برای نخستین بار جلب نظر ایلخانان مغول یعنی ارغون خان(690-683)را نمود و درصدد برآمد که شهری در همین چمن بنا کند و آن را بعلت داشتن موقعیت خاص پایتخت قرار دهد به همین منظور فرمان داد شهر جدیدی در همین محل بنیان نهند اما دیری نگذشت که عمر ارغون خان به پایان رسید و پس از آن وقتی که غازان خان بن ارغون بر اریکه ی سلطنت تکیه کرد ابتدا مصمم شد بنای نیمه تمام را به اتمام رساند اما به عللی منصرف شد و چون بعد از غازان خان برادرش سلطان محمد اولجایتوبه ایلخانی مغول رسید و مذهب شیعه را قبول کرد(716-703) در صدد برآمد شهری را که پدرش بنیاد نهاده بود و به علت مرگ وی نیمه تمام مانده بود به پایان برد. لذا در بهار سال 704 هجری روزی که تماو امراء دربارش حاصر بودند دستور داد که شهری که دور باروی آن 3000 گام باشد بنا کنند و از میان آن قلعه ای که 2000 گام دورش باشد از سنگ تراشیده بنا کنند. دیوار قلعه طوری بود که بر روی آن چهار سوار می توانستند پهلوی هم راه بروند. اصل قلعه به شکل مربع بوده است و طول هر ضلع آن 5000 گز بوده است و یک دروازه و 16 برج داشت. این بنای تاریخی که گنبد آن بزرگترین گنبد اسلامی است یکی از شاهکارهای معماری سنتی ایران به شمارمی رود. اولجایتو بتدریج وبراثرمصاحبت و تشویق علامه ی حلی و نقیب مشهد طوسی و سایر علماء تشیع در قبول مذهب شیعه راسخ تر شد و تمام بزرگان را نیز به قبول مذهب شیعه مکلف ساخت و بر اثر علاقه ی شدیدی که اولجایتو به تشیع داشت به ایشان لقب خدابنده دادند.
سلطان محمد خدابنده(اولجایتو) در28رمضان716هجری در40سالگی دارفانی را وداع گفت ودر گنبد خود درسلطانیه بخاک سپرده شد و بدین سان خدابنده نامی است که از اولجایتو گرفته شده است.
دین و مذهب اهالی شهرستان
اکثریت قریب به اتفاق یعنی %99 مردم مسلمان و شیعه اثنی عشری می باشند.و%1 ازاهالی این شهرستان که در روستاهای آن زندگی می کنند منجمله عده ی قلیلی در روستای خوش و اکثریت روستاهای زرزر، دولجین و آغاجری میباشند که ارادت خاصی به حضرت علی(ع) دارند ((علی الهی ))وعده ی دیگر سرطالبی یا سیره ی طالب به زندگی مشغول هستند و در پاره ای از موارد دارای اعمال مذهبی مخصوص یه خودشان می باشند که کلآ به نامهای افشار (شاسون) در منطقه شناخته می شوند و مسلمانها در اصطلاح این طایفه مقدمنامیده می شوند.
رودخانه های مهم شهرستان خدابنده
رودهای جاری در منطقه عمومآ به دو رود بزرگ قزل اوزن در غرب وشمال غربی و خرارود(خررود)در شرق می پیوندد.
1- در شرق و شمال بخش گرماب دو شاخه به ترتیب آجی چای و شیرین چای جاری بوده که در شمال شرقی به هم متصل شده و در شمال غرب به قزل اوزن می ریزد.
2- خرارود که ازروستای شیخلو و نعلبندان سرچشمه گرفته و با دریافت آشاقی چای ازآبی سفلی و قره محمد چای از پسکوهان و دیگر آبهای جاری با جهت غربی و شرقی به جنوب شهرستان قزوین منتهی می شود.
3 - قانی چای از روستای مزید آباد سرچشمه گرفته و با دریافت رودهای متفاوت درشهر سجاس به سجاسرود موسوم گشته و به قزل اوزن در شمال غرب می پیوندد
ـ 4 - سجاس رود: اين رود از رودخانه هاي نسبتاً پرآب كه از اراضي مجيد آباد از توابع خدابنده سرچشمه گرفته و پس ز دريافت، آب رودخانه هاي محلي و عبور از شهرك سجاس و قلابر پائين و مشروب نمودن اراضي سجاس رود به قزل اوزن مي ريزد.
5 - بزينه رود: اين رودخانه از نزديكي روستاي بزين و كهلا و كوههاي غربي خاقان سرچشمه گرفته و پس از مشروب نمودن اراضي بزينه و بخش گرماب و دريافت آب رودخانه هاي كوچك محلي درقريه اوصانلو به رودخانه قزل اوزن مي پيوندد. اينرود يكي از شعبات اصلي قزل اوزن در مبدأ مي باشد.
کوههای شهرستان خدابنده
1- ارتفاعات قشلاق گونای در روستای گرماب دارای غار بزرگ و زیبای کتله خور.
2- ارتفاعات قیدار با ارتفاع 2812متر در غرب شهرستان خدابنده.
3 - آق تپه بین روستاهای حصار و بجقین .
4- قره تپه بین روستاهای حصارو لاچوان.
5- قزل برون در غرب شهرک سجاس .
6- ساری داش در روستای دهجلال (گردنه ی دهجلال).
7-در گوجه ییلاق گردنه ی گوجه ییلاق واقع در راه قیدار به بخش گرماب .
8- ملا یعقوب در روستای آبی سفلی .
شهرستان خدابنده با وسعتی معادل ۴۸۰۰کیلومتر مربع در جنوب استان زنجان، بین طول شرقی۴۸ درجه و ۳۵ دقیقه، و عرض شمالی۳۶ درجه و۷ دقیقه قرار دارد. از شمال به شهرستان زنجان و ابهر وبخش آوج و از جنوب به استان همدان و از غرب به استان کردستان و قسمتی هم از غرب به زنجان محدود میباشد. شهرستان خدابنده از۴ بخش مرکزی ، افشار،بزینه رود و سجاسرود و ۲۳۲روستا و ۳۳روستای خالی از سکنه تشکیل شده است.
آب و هوای شهرستان کوهستانی است و با توجه به شرایط خاص کوهستانی می توان آب و هوای آن را اقلیم معتدل کوهستانی نیز به حساب آورد.خصوصیات این آب و هوا٬ گرمای شدید دره ها در تابستان و اعتدال آنها در زمستان و بر عکس سرمای شدید مرتفعات در زمستان و اعتدال آن در تابستان است.
|
مناطق |
تابستان |
زمستان |
|
مرتفعات |
معتدل |
بسیار سرد |
|
دره ها |
بسیار گرم |
معتدل |
سرما معمولا در این منطقه از اواخر آبان و اوایل آذر ماه شروع شده و اغلب تا پایان فروردین ماه ادامه می یابد. مقدار بارندگی منطقه که اغلب در زمستان بصورت برف است معدل ۱۰ سال گذشته حدود ۴۰۰میلیمتربوده است
كليـات
1. هدف اين بخش، ارائه راهنماييهاي لازم درباره ارتباطات و روابط حسابرس با مديريت واحد اقتصادي است.
2. برخي جنبههاي روابط حسابرس با مديريت را الزامات قانوني وحرفهاي تعيين ميكند و برخي ديگر تحت تاثير روشهاي اجرايي حسابرس است. ارتباط حسابرس با مديريت همواره با توجه به اين الزامات و روشها برقرار ميشود.
3. مديريت در اين بخش، هيات مديره و مديران ارشد اجرايي يا ساير كساني كه به نيابت از طرف آنان، مسئوليت اداره امور واحد مورد رسيدگي را به عهده دارند، شامل ميشود.
الزامات قانوني وحرفهاي آيين رفتار حرفهاي
4.حسابرس در جريان حسابرسي صورتهاي مالي بايد چنان ارتباطي را با مديريت واحد مورد رسيدگي برقرار كند كه بتواند حسابرسي را به گونهاي اثربخش و كارامد انجام دهد . اين ارتباط بايد با رعايت اصول رفتار حرفهاي ايجاد شود.
5. حسابرس براي اجراي هر كار حرفهاي بايد از منافعي كه احتمال ميرود با اصول رفتار حرفهاي ناسازگار باشد، دوري كند.
قرارداد حسابرسـي
6. تنظيم قرارداد حسابرسي توسط حسابرس كه در آن پذيرش كار حسابرسي و شرايط اجراي آن مستند و تاييد شده هم به نفع حسابرس و هم بــه نفع صاحبكــار است. راهنماييهاي لازم دراين باره، در بخش 21 استانداردهاي حسابرسي تحت عنوان "قرارداد حسابرسي" ، ارائه شده است.
7. قرارداد حسابرسي از برداشت نادرست درباره چگونگي انجام كار حسابرسي پيشگيري ميكند و مبناي ارتباط بين حسابرس و صاحبكار است. شكل و محتواي قرارداد حسابرسي ممكن است
براي صاحبكاران مختلف متفاوت باشد، اما مواردي كه معمولا در هر قرارداد حسابرسي درج ميشود در بخش 21 تحت عنوان "قرارداد حسابرسي" ارائه شده است.
8. از آنجا كه توافق درباره حدود مسئوليتهاي حسابرس و چگونگي انجام كار حسابرسي حايز اهميت است، حسابرس قاعدتا بايد از صاحبكار بخواهد با امضاي نسخه دوم قرارداد و ارسال آن براي حسابرس ، شرايط انجام كار را تاييد كند.
تاييديه مديران
9. تاييديه مديران ميتواند موارد زير را تامين كند:
راهنماييهاي لازم درباره تاييديه مديران در بخش 58 استانداردهاي حسابرسي تحت عنوان "تاييديه مديران" ارائه شده است.
ارتباط با مديريت در طول عمليات حسابرسي
10. حسابرس در جريان حسابرسي، درباره موضوعات گوناگوني چون موارد زير با مديريت مذاكره ميكند:
11. در مواردي كه مذاكرات با هدف كسب شواهد حسابرسي انجام ميشود ، حسابرس بايد مناسبترين فرد را براي كسب شواهد حسابرسي شناسايي كند.
12. حسابرس بايد كليه مذاكرات با اهميت انجام شده با مديريت را در كاربرگهاي حسابرسي مستند كند. چنين مستنداتي بايد توضيحات و اظهارات مديريت درباره معاملات و ساير رويدادهاي مالي با اهميت را دربر گيرد.
ارتباط با مديريت در پايان كار حسابرسي
13. در پايان عمليات حسابرسي، مذاكره حسابرس و مديريت درباره موضوعاتي چون موارد زير، ضروري است:
14. حسابرس بايد چنين موضوعاتي را با رده مناسبي از مديريت مطرح كند. اين امر ميتواند به صورت شفاهي و يا كتبي انجام شود. درصورت تماس شفاهي، حسابرس بايد موضوعات مورد بحث و نتايج آن را در كاربرگهاي حسابرسي مستند كند.
15. معمولا در پايان عمليات حسابرسي و به منظور مذاكره درباره نتايج نهايي حسابرسي، نشستي خاص با حضور حسابرس، هيات مديره، كميته حسابرسي يا ديگر مديران ذيربط ، برگزار ميشود.
گزارش درباره سيستم كنترل داخلي
16. ارائه پيشنهادهاي اصلاحي درباره سيستم كنترل داخلي ، محصول فرعي حسابرسي صورتهاي مالي است نه هدف اصلي آن؛ با اين حال، اين پيشنهادها براي صاحبكار با ارزش است. حسابرس بايد مديريت را از نقاط ضعف با اهميتي كه در طراحي يا اجراي سيستمهاي حسابداري و كنترل داخلي مييابد، بموقع آگاه كند.
17. حسابرس هنگام تهيه گزارش درباره سيستم كنترل داخلي به نكات زير توجه ميكند:
.18 حسابرس پس از ارائه گزارش درباره سيستم كنترل داخلي و پيشنهادهاي لازم براي انجام اقدامات اصلاحي به مديريت، معمولا اقدامات انجام شده توسط مديريت و دلايل رد برخي پيشنهادها را ارزيابي ميكند . حسابرس ميتواند با توصيف اقدامات اصلاحي مديريت در گزارش بعدي سيستم كنترل داخلي ، مديريت را به ادامه اين روند ترغيب كند .
19. اهميت يافتههاي حسابرس درباره سيستمهاي حسابداري و كنترل داخلي ممكن است با گذشت زمان تغيير كند . هرگونه پيشنهاد ارائه شده در حسابرسي سالهاي گذشته كه اقدام اصلاحي مربوط به آن انجام نشده و نارسايي مربوط در سال مورد رسيدگي همچنان وجود دارد، عموما در گزارش سيستم كنترل داخلي سال مالي مورد گزارش، تكرار يا به گزارشهاي قبلي عطف داده ميشود.
20. ارائه گزارش درباره سيستم كنترل داخلي يا هر مطلب ديگري به مديريت، ضرورت ارزيابي هرگونه اثر آن را بر صورتهاي مالي يا حسابرسي نفي نميكند و جايگزين مناسبي براي تاكيد بر يك مطلب خاص يا درج بند شرط در گزارش حسابرسي محسوب نميشود.
مقدمه
در بسیاری از کشور های جهان، سازمان های غیر دولتی و غیر انتفاعی که سقف فعالیت های مالی شان از حد مشخصی می گذرد، ناگزیر از پذیرش حسابرسان قسم خوردۀ برون سازمانی در پایان هر سال مالی هستند. این کار به منظور اِعمال یک نیروی کنترلی برون سازمانی از طریق بررسی صحت ثبت و محاسبۀ دقیق مراودات مالی است. به عنوان مثال در ایالات متحدۀ آمریکا، حق حسابرسی سازمان های غیر انتفاعی برای دولت محفوظ شده است. این حق، در ازای معافیت های مالیاتی که از طرف دولت برای کمک به این قبیل نهاد ها در نظر گرفته شده اند، حاصل می گردد. در کشوری مثل ایران که حمایت های مالی دولتی به شکل چشم گیری نصیب نهاد های اجتماعی نمی شوند، وظیفۀ حسابرسی می تواند بر عهدۀ سازمان های غیر دولتی ویژه ای که برای دادن خدمات حسابرسی برپا می گردند، واگذار شود. به این ترتیب، مراودات مالی سازمان های غیر دولتی می توانند توسط حسابرسان قسم خوردۀ عضو دیگری از جامعۀ نهاد های مدنی، مورد بررسی و مداقه قرار گیرند. درست به همین نسبت است که انجمن راهبری هر یک از سازمان های غیر دولتی مشغول به کار نیز می توانند با برگزاری حسابرسی های درون سازمانی به کنترل عملکرد مدیران اجرائی مؤسسۀ خود بپردازند. از آن سبب که نهاد های اجتماعی در واقع متعلق به تمامی مشارکت کنندگان مردمی شان می باشند، درخواست این حسابرسی ها ممکن است از طرف هر دسته ای از افراد درگیر در کار و فعالیت های سازمان غیر دولتی مورد نظر نیز صادر گردد. ساز و کار مشخصی که دستیابی به چنین امری را میسر می سازد، در بطن نشست های عمومی آن نهاد اجتماعی و رأی گیری های دسته جمعی اش تعریف شده و حیات می یابد. به هر تقدیر همچنین شایان توجه است که توانمند سازی روش کنترل حسابرسی در یک سازمان غیر دولتی، علاوه بر سودمندی های مرسوم درون سازمانی که به واسطۀ نتایج حاصل از آن به دست می آیند، موجبات بالا رفتن سطح اعتماد مردم به نهاد اجتماعی مورد نظر را نیز پدید خواهد آورد. جلب اعتماد مردم در زمینۀ مشارکت اجتماعی در کشوری مانند ایران که به تازگی مفاهیم مدیریت، تصمیم گیری و زندگی مشارکتی را تجربه می نماید، به ویژه در مراحل آغازین شکل گیری فعالیت هائی از این دست در قالبی غیر دولتی بسیار حائز اهمیت می باشد.
تعریف نقش حسابرسی در بر گیرنده 2 مورد است:
1-شناسایی ماهیت ارزش افزوده اطلاعات حسابداری که از حسابرسی آن اطلاعات ناشی می شود.
2-نشان دادن اینکه چگونه حسابرسی قابلیت تولید ارزش افزوده اطلاعات حسابداری را دارد و نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان را تامین می کند. از آنجا که تشخیص ماهیت ارزش افزوده اطلاعات که از طریق حسابرسی تولید می شود به توانایی حسابرسی در تامین نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان بستگی دارد لذا در وهله اول باید نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان شناسایی شود.
نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان گزارشات حسابداری استفاده کننده به محض دریافت اطلاعات می بایست در دو مورد قضاوت کند:
1- تفسیر محتوای اطلاعات جهت بررسی انطباق آن با نیازهای اطلاعاتی خود
2- ارزیابی صریح یا ضمنی کیفیت آن اطلاعات حسابرسی استفاده کننده را در ارزیابی کیفیت اطلاعات کمک میکند .
عوامل توجیه کننده تقاضا برای حسابرسی
1.تضاد منافع که کمابیش با آن آشنایی داریم
2.پیامدهای اقتصادی با اهمیت:نا مربوط و ناقص بودن اطلاعات می تواند منجر به تصمیم غلط شود و به تصمیم گیرنده زیان وارد کند.در این شرایط اطمینان از کیفیت اطلاعات دریافتی مطرح و نیاز به حسابرسی توجیه میشود.
3.پیچیدگی:اطلاعات اقتصادی پیچیده تر مشکل استفاده کننده رادر ارزیابی اطلاعات بیشتر می کند، نیز پیچیدگی موضوع و سیستم پردازش امکان بروز اشتباهات را فراهم می سازد پس حسابرسی وسیله ای برای حصول اطمینان از کیفیت اطلاعات دریافت شده است.
4.عدم دسترسی مستقیم:در شرایطی که استفاده کننده قادر به ارزیابی اطلاعات نیست یا تمایلی به انجام آن ندارد یا به دلایلی مثل جدایی فیزیکی،مقررات سازمانی و...ارزیابی مستقیم کیفیت اطلاعات برای وی مقدور نیست مجبور است یا به کیفیت اطلاعات اعتماد کند یا به قضاوت افراد مستقل(حسابرسان) اتکا کند.
ارزش افزوده فعالیت حسابرسی افزودن فعالیت حسابرسی در پایه واساس گزارشگری تغییری بوجود نمی آورد.حسابرسی مکمل این فرآیند است.هدف فرآیند گزارشگری بدون فعالیت حسابرسی ارائه اطلاعات مربوط جهت رفع نیاز اطلاعاتی استفاده کنندگان است و هدف فرآیند گزارشگری با در نظر گرفتن فعالیت حسابرسی علاوه بر هدف قبلی فراهم ساختن زمینه ارزیابی اطلاعات گزارش شده است. معیار های کیفیت اطلاعات بطور مستقیم یا غیر مستقیم توسط استفاده کننده اطلاعات تعیین می شود.
بنا براین حسابرس رابطه ای دو طرفه با استفاده کننده اطلاعات دارد:
دریافت معیار از استفاده کنندگان و گزارش اظهار نظر به آنها در رابطه با کیفیت اطلاعات بر مبنای آن معیارها ارزش افزوده ایجاد شده بوسیله حسابرسی شمشیری دو لبه است،اگر حسابرسی بطور شایسته توسط افراد واجد شرایط انجام شود می تواند پدیده ای مثبت باشدولی چنانچه حسابرسی توسط افرادی انجام شود که صلاحیت حرفه ای ندارند این پدیده اثر مثبت خود را از دست می دهد.در شرایطی که استفاده کننده اطلاعات به بی صلاحیتی حسابرس واقف است و بر اظهار نظر وی اتکا نمی کند زیان حسابرسی فقط هزینه آن است ولی زمانی که علیرغم بی صلاحیتی حرفه ای حسابرس استفاده کننده نا آگاهانه به اظهار نظر وی اتکا می کند زیان بالقوه ناشی از این اتکا بسیار جدی تر است .
جدی تر بودن این زیان به این دلیل است که قبول قضاوت حسابرس ممکن است منجر به تصمیم گیری غیر بهینه متکی به اطلاعاتی شود که در باور استفاده کننده قابلیت اعتماد دارند حال آنکه ابن باور موجه نیست.این امر سرانجام از اعتماد استفاده کنندگان نسبت به حسابرس می کاهد و بر موثر بودن نقش حسابرس در جامعه تاثیر منفی خواهد گذاشت.
خودآزمایی کنترل (CSA) یک ابزار مؤثر وکارآمد برای پیشبرد کنترل های داخلی تجارت و فرآیند های مربوطه است. CSA می تواند در زمینه های مختلفی در سازمان استقرار یابد اما خصیصه و ویژگی مهمی که کاربرد آن را متمایز می کند این است که ارزیابی مخاطره ها و همچنین کنترل داخلی بوسیله کارکنان اجرایی و مدیران سطح پایینی سازمان که در محدوده ی در حال رسیدگی فعالیت می کنند ، انجام می گیرد.
فعالیت های CSA پتانسیل لازم را برای بهبود کارایی و سودمندی حسابرسی صورت های مالی مستقل در پاسخگویی به تقاضاهای متعدد حسابرسان مستقل دارد.هنگامیکه حسابرسان مستقل توانایی بهره مند شدن از این فعالیت ها را دارند، شواهد اندکی نشاندهنده ی گستردگی دامنه ی سود جستن آنان از این بهره مندی هاست . محققان کاربرد های CSA توسط حسابرسان مستقل و همچنین نقطه نظر ها و عقاید موجود درباره ی تعامل حسابرسی مستقل با فعالیت های CSA را مورد بررسی قرار داده اند.
شیوه های دسترسی به CSA
انستیتوی حسابرسان داخلی (IIA)، CSA رابه عنوان فرایندی کلی که درآن اقدام به اندازه گیری و آزمایش اثر بخشی کنترل داخلی با هدف بدست آمدن اطمینان معقول درخصوص نیل به کل اهداف تجاری می شود، تعریف می کند.کارکنانی که فعالیت های CSA را انجام می دهند ، بیشتر از مدیران سطح بالایی که مسؤول سیستم کنترل های داخلی هستند ، در حوزهای که در حال آزمایش و بررسی است حضور دارند .این کارکنان گنجینه ای از اطلاعات حیاتی در مورد کنترل های داخلی و سوء استفاده های احتمالی (اگر وجد داشته باشد) دارند.هنگامیکه حسابرسان داخلی ( یا مستقل ) بتوانند با ابتکار عمل CSA تعامل و ارتباط برقرار کنند ، فرآیند ارزیابی را خاص خود نکرده و ارزشیابی و اندازه گیری ازخودبه وجود نمی آورند. متداولترین روش برای اجرای فعالیت های CSA جلسات تیم تسهیل شده و تحقیق و بررسی های کارشناسانه است.
• جلسات تیم تسهیل شده یکی از گونه های معروف و رایج CSA است.این جلسات متشکل از شش الی پانزده تن از از کارکنان بوده که بطور مستمرتحت تابعیت و در معرض کنترل های داخلی در حال ارزیابی هستند.یک تسهیل کننده ی ( شخص) آموزش دیده جلسه را اداره می کند و سایرین رویداد و فعالیت را ثبت می کنند.
برای نامعلوم ماندن هویت اشخاص شرکت کننده ، می توان این جلسات را با استفاده از نرم افزار شبکه ی رایانه ای که تمام کارکنان به ان متصل هستند انجام داد.
* رویکرد تحقیق و بررسی پرسشنامه هایی را برای استخراج اطلاعات در ارتباط با کنترل ها ،
مخاطرات و فرآیند بکار می برد. این پرسش نامه ها با پرسش نامه های متداول کنترل های داخلی که بوسیله ی حسابرسان مورد استفاده قرار می گیرد تفاوت دارد زیرا کارکنان اجرایی ( و نه حسابرسان) نتایج تحقیق را برای خود ارزیابی و سنجش مستقل کنترل ها و فرآیندها به کار می برند .
آزمون هاو تجارب وابسته ی حسابرسی داخلی
حسابرسی داخلی کاربرد های CSA را بطور گستردهای در برگرفته است . IIA ( انجمن حسابرسان داخلی ) حسابرسان داخلی را که CSA را برای نیل به اهداف حسابرسی داخلی و تشخیص اهمیت CSA بوسیله ی ایجاد مرکز خود آزمایی کنترل به کار می برند مورد حمایت و پشتیبانی در زمینه های مختلف قرار می دهد.IIA مشارکت حسابرس مستقل در فعالیت های CSA افراد و بخشهای تحت حسابرسی را به دلیل وظایف و مراقبتهای استقلال منع نمی کند و در عمل، سازمانها پیامد های استقلال را هنگامیکه حسابرسان داخلی در زمینه های مختلفی وارد عمل شده اند از دست داده اند( مانند یک تسهیل کننده در جلسات CSA).
اعضای حسابرسی داخلی ، تجربه ی قابل توجهی در استفاده ی موفق از CSA در جریان حسابرسی داخلی دارند. این تجارب وابستگی و رابطه ی عمیقی با حسابرسان مستقل بوجود می آورد زیرا حسابرسان خارج از سازمان با موارد و چالش های این چنینی مواجه می شوند
به عنوان مثال هر دوی حسابرسان داخلی و مستقل باید بطور کارامد و مؤثر کنترل های داخلی را مورد ارزیابی قرار دهند، ارزیابی مخاطره های تقلب را اجرا کنند ،از عملکرد و تجارت مشتری آگاهی حاصل نمایندو منابع حسابرسی بر پایه ی مخاطره را متمرکز کنندو بر آنها تکیه کنند. در مجموع هر دو گروه حسابرسان در صدد هستند هر روز بهتر از دیروز در قبال امر ارزیابی سیستم های مدیریت مخاطره ی شرکت (EMR) تحت پوشش کمیته ی جدیدی از سازمانهای حامی کمیسیون تردوی (COSO) مربوط به چار چوب مدیریت یکپارچه ی مخاطره ی شرکت پاسخگوباشند .بنا به اظهارات John Flaherty رییس هیئت مدیره ی COSO در سال 2004 و Tony Maki مسوول هیئت مشورتی آن ، شرکتها و واحد های تجاری ممکن است به چار چوب مدیریت مخاطره ی شرکت از منظر جبران وارضای نیاز های کنترل های داخلی و همچنین حرکت به سمت فرآیند مدیریت مخاطره ی کاملتر بنگرند.چارچوب COSO ERM آشکارا خاطر نشان می کند که یاری رساندن به سازمانها در جهت نیل به اهدافشان ،بانضمام تأمین و انتشار اهدافی که بسیار وابسته به حسابرسان مستقل است، امری مطلوب و درخور تحسین است.
مثالهای نمونه: حرفه ی حسابرسی داخلی به نحو پویایی به کار گیری CSA را ترفیع و ترویج داده است و حسابرسان داخلی در سازمان های مختلف و بیشماری ازآن در جهت اصلاح و بهبود فرآیند حسابرسی داخلی در زمینه ها وطرقی که با حسابرسان داخلی مرتبط است ، استفاده کرده اند.مثلاً حسابرسان داخلی در شرکت Cargill Inc ، بیشتر از شش سال است که فعالیت های CSA را درعملیات حسابرسی داخلی ادغام کرده اندو با موفقیت آن را برای ارزیابی مخاطره های افراد و بخش های حسابرسی شونده ، پیش از پایان هر حسابرسی ، برای آگاهی بیشتر از تجارت افراد تحت حسابرسی، کشف تخطی از آیین رفتار حرفه ای و بهبود ارزیابی کنترل های نامحسوس ضروری( یعنی کیفیت روابط و توانایی بحث و مذاکره موضوعات حساس با سطح بالای مدیریت- جهت اطلاعات بیشتر رجوع کنید به : «ادغام CSA به عنوان ابزار حسابرسی دیگر» اثر Christina Brune و Diane Sears ، پایگاه اینترنتی CSA ، مرکز خود آزمایی کنترل IIA ، اکتبر 2002) بکار برده اند.
حسابرسان داخلی اتحادیه ی تعاونی اعتبار کارکنان ایالت پنسیلوانیا نشان داده اند که می توان CSA را با موفقیت با سیستم ERM سازمان به کار برد.یکی از حسابرسان داخلی ارشد اذعان داشته است که: دانش ریسک و کنترل حسابرسی در تک تک واحد های تجاری رو به افزایش نهاده است و این افزایش ، کارایی و سودمندی حسابرسی را به همراه توسعه و گسترش برنامه ی حسابرسی بهبود بخشیده است. ( رجوع کنید به « CSA یکی از اجزای جدایی ناپذیر فرآیند» ، T.L.Heimbaugh ، پایگاه اینترنتی CSA ، مرکز خود آزمایی کنترل IIA ، فوریه 2004).
Walter Stachnik یکی از بازرسان عمومی SEC (کمیسون بورس اوراق بهادار) برای نیل به اهداف حسابرسی به نحو گستردهای از CSA استفاده کرده است. وی ضمن بیان تجارب خویش، اظهار داشته: CSA الزاماً ابزاری سریعتر و ساده تر جهت استفاده بجای حسابرسی مرسوم و متداول نیست ، از سوی دیگر هنگامی که آنرا برای ارزیابی کنترل های نامحسوس به کار می بریم درک عمیقی از عوامل بحرانی درگیر کسب می کنیم. برای دفاع از این گفته، آسانترین ادله، همانا نتایج کمی بدست آمده از حسابرسی مرسوم و سنتی را می توان عنوان کرد. اما فهم کیفی موضوعات و پیامد ها که بوسیله ی CSA تدارک و تهیه شده به نحو چشمگیری به محیط کنترل ارزش بیشتری می بخشد.همچنین در توصیف حسابرسی که بر فرآیند ارتباط رسمی در کمیسیون بورس اوراق بها در تمرکز داشته، می گوید: حسابرسی سنتی می تواند در خصوص ارزیابی کنترل های نامحسوس مانند روابط و گزارش ها مورد استفاده قرار گیرد اما نتایج حاصله بدون هدف و خالی از ارزش است. این CSA روی ارتباط، تفاوت معنی داری را ایراد کرده امابسیار سودمندتر تر از آنچه که قبلاً از روشهای سنتی بهره می بردیم نتیجه میدهد (Jonathan Figg ، « قدرت CSA » ، حسابرس داخلی، آگوست 1999).هنگامیکه حسابرسان خارجی (مستقل)مجبورند آزمایش محدودی برای اثبات شواهدی که از CSA بدست آمده انجام دهند ، تجربه ی حسابرسان داخلی آشکارا ارتباط زیادی با نیل به بسیاری از اهداف حسابرسی دارد.
ارزش بکارگیری CSA در حسابرسی صورت های مالی
حسابرسان مستقل با محیطی متغیر و انتظارات بالاتر روبرو هستند، بالاخص در حوزه ی ارزیابی کنترل های داخلی و کشف تقلب. پس از چندین مورد اصلاح(AU319 بررسی ساختار کنترل های داخلی در حسابرسی صورت های مالی )، اکنون لازم است حسابرسان فهم کاملی از اجزای پنج گانه ی کنترل برای برنامه ریزی حسابرسی به نحو کافی بدست آورند.AICPA نیز بیانیه ی استانداردهای حسابرسی شماره 99 را به نام « بررسی تقلب درحسابرسی صورت های مالی» منتشر نموده که حسابرسان صورت های مالی را ملزم به ارزیابی توان و پتانسیل بکار گرفته شده برای تقلب و سوء استفاده کرده است. بیانیه شماره 99 به وضوح اهمیت ارزیابی های کنترل داخلی مؤثر را تشخیص داده و در انتظار توسعه ی رویکرد های حسابرسی جدید برای کمک و یاری رساندن در جهت انجام مسؤلیت های وسیع حسابرسان می باشد. مسؤلیت های کنترل جدید و مهم، به عنوان جزیی از استاندارد حسابرسی (AS)2، هیئت نظارت عمومی حسابداری شرکت (PCAOB) ( به عنوان یک حسابرسی کنترل داخلی بر صورت های مالی تهیه شده همراه و در تقارن با حسابرسی صورت های مالی) حسابرسان صورت های مالی را ملزم به حسابرسی کرده و اینکه گواه بر(اثبات) بی طرفی ارزیابی های مدیرت در ارتباط با سیستم کنترل داخلی شان بر گزارشگری مالی باشند.
حسابرسان در این محیط نیازمند هر دوی کنترل محسوس و نامحسوس هستند. این کنترل ها در اجزای پنج گانه ی چارچوب کنتریCOSO یافت می شوند( یعنی محیط کنترل،ارزیابی مخاطره، عملیات کنترل، اطلاعات و ارتباطات ، و بازبینی) . حسابرسان می توانند به نحو مؤثری کنترل های نامحسوس( یعنی صورت مغایرت بانکی ، تأدیه های اعتبار نزد بانک) را بوسیله ی رویکرد های حسابرسی سنتی از قبیل محاسبه ی مجدد ، درخواست تأدیه ، بازرسی و مشاهده ی عینی ، ارزیابی نمایند. رویکرد های مذکور کارایی چندانی در ارزیابی کنترل های نامحسوس حیاتی از قبیل ارزش های اخلاقی و انگیزه ی مدیریت، تعهد مدیریت به صلاحیت و شایستگی و یا فلسفه و نحوی عملکرد مدیریت ندارند .مثلأ حین ارزیابی ارزش های اخلاقی و انگیزه ی مدیریت مشتری ، ممکن است هیچ سند و مدرکی برای بررسی، تأدییه های در دسترس از اشخاص ثالث ،و یامحاسبات مجدد برای انجام دادن ، وجود نداشته باشد. کنترل های نامحسوس اغلب درادرک کارکنان و تأثیرات مربوط به رفتار و طرز فکر مدیریت که تنها با استفاده از روش حسابرسی کند و کاو می تواند بررسی شود ، منعکس می شود.
CSA ، قابلیت اعتماد و اتکای روش حسابرسی کندو کاو ( پرس و جو) را برای تکمیل و پشتیبانی آزمون های سنتی کنترل ها را گسترش می دهد. حسابرس با استفاده از CSA ، تنها تصورات و عقاید تعداد اندکی از کارکنان را بدست نمی آورد بلکه چشم بسته، افکار تقریباً شش الی پانزده کارمند اجرایی یا مدیران سطح پایینی را که ادراکات تکرار پذیر خود را بارها منعکس می کنند ، درک خواهد کرد. هنگامیکه بسیاری از پرسنل آگاه بر سر موضوعی اتفاق نظر دارند شواهد موجود به خوبی تأیید شده و نوعأ عالی تر از شواهد بدست آمده از افراد منتخب هنگامیکه پرسشنامه های کنترل داخلی مرسوم و یا نمدار های گردش عملیات را تکمیل می کنند، است.
محتوای پاراگراف 97 استاندارد حسابرسی شماره 2 ، این فرضیه را اثبات می کند که: امضای روی نمونه هایی از اسناد که نشاندهنده ی تأیید امضاء کننده است، لزومأ بدین معنی نیست که شخص قبل از امضا، دقیقأ آن را بررسی کرده است. AS2 پیشنهاد می کند که حسابرس کنترل را بوسیله ی دوباره انجام دادن آن ، کنترل کند،و آنکه پرس و جو هایی از شخص مسؤل تأیید امضای نمونه ها و سرپرست آن شخص در ارتباط با آنچه که جستجو می کنند و همچنین پیشینه ی اشتباهاتی که در این داوری و قضاوت ها بوجود آ مده ، به انجام برساند. رویکرد بهتر در این زمینه ، همانا استفاده از نتایج ارزیابی CSA در ارتباط با شیوه های تأیید و پردازش اسناد و درگیر کردن تمامی کارکنان متأثر از این شیوه ها می باشد. ارزیابی CSA ، تغییرات و سازگاری های در شیوه های موجود در دوره ی تحت حسابرسی را شناسایی کرده، مشکلات آیین نامه ای را ارزیابی می کند ، اشتباهات و بی نظمی های حاذق را معین می کند و کنترل و اصلاحات آیین نامه ای را پیشنهاد خواهد کرد. این اقدام نیازمند احتیاج به زحمت و تلاش کمتری برای اعضای حسابرس مستقل دارد( یعنی پیشرفت بازده حسابرسی) چراکه حسابرس از فعالیت های انجام شده توسط دیگران استفاده خواهد کرد ( پرسنل سازمان و حسابرسان داخلی) که AS2 هم آن را مجاز میداند.
به دلیل آنکه افرادانجام دهنده ی ارزیابی CSA ، مستقیمأ درگیرتأیید و گردآوری اسناد هستند ،از شایستگی بالایی برخوردارند. عقاید و رفتار مرکب این گروه بزرگتر متشکل از افرادی که مستقیمأ درگیراند، نتایج واقعی تری از پرس و جو های محدود از افرادی که احتمالأ به حفظ قضاوت ها و اقدامات شخصی ترغیب شده اند ، بدست خواهد داد. AS2 در پاراگراف 117 به بیان این موضوع می پردازد که: هر چقدر درجه ی بالایی از شایستگی و عینیت در عمل سایرین منعکس باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که حسابرس ما را از آن اعمال مستفیض نماید. در حقیقت ، AS2 ( در پاراگراف53) برنامه های خود آزمایی را با فعالیت های مربوط به حسابرسی داخلی و کمیته ی حسابرسی تحت عنوان کنترل های طراحی شده برای مراقبت و ارزیابی سایر کنترل های داخلی ، دسته بندی می کند.
حسابرسان مستقل، بعلاوه ی ارزیابی تقریبأ تمامی جنبه های سیستم کنترل داخلی، میتوانند از CSA برای بدست آوردن آگاهی بیشتری از تجارت شرکت و صنعت آن ،ثبت آگاهی از سیستم کنترل داخلی ، و برای ارزیابی کلیه مخاطره ها ( از قبیل مخاطره ی کنترل و مخاطره ی ذاتی) استفاده کنند .
• آگاهی یافتن از تجارت و صنعت. تسهیل کننده CSA می تواند بحث و مذاکرات را با استفاده از بازاریابی ، مهندسی ، تکامل محصول ، و پرسنل تولید به سمت یک تجزیه و تحلیل کامل و دقیق از صنعت و عملکرد مشتری خاص هدایت کند .
• درک سیستم کنترل داخلی. تسهیل کننده ی CSA می تواند اطلاعاتی در خصوص مسائلی از قبیل انگیزه و ارزش های اخلاقی مدیریت ، تعهد مدیریت به شایستگی ، بازدهی ارتباط با هیئت مدیره و کمیته ی حسابرسی ، فلسفه ی مدیریت و نحوه ی عملکرد، و سیاست های مربوط به منابع انسانی و شیوه های آن ، استخراج و
استنباط کند. تعامل بین اعضای انجام دهنده ی CSA اغلب بینشی را بوجود می آورد که بوسیله ی شیوه های سنتی و متداول، دستیافتنی نیست( مثلأ پرسشنامه های کنترل های داخلی).
• ارزیابی مخاطره. CSA ، علاوه بر اینکه به حسابرس اجازه ی ارزیابی مخاطره ی کنترل را می دهد ، می تواند سازگاری و کارامدی کنترل ها را در خلال دوره ی تحت حسابرسی ، به وسیله ی پرداختن به موضوعاتی جون معاملات و رویداد های غیر عادی ، جایگزینی پرسنل، غیبت آنها ، و کیفیت آموزش و کاراموزی تشخیص دهد.تسهیل کننده CSA می تواند بحث و مذاکره را به سمت موضوعاتی در ارتباط با ریسک ذاتی هدایت کند . پرسنل می توانند موضوعات نامحسوس، از جمله جامعیت معاملات ، حفاظت موجودی ها از سرقت یا ضایع شدن، میزان ارزیابی و برآورد هایی که برای ثبت اطلاعات حسابداری بکار می روند ، گستردگی آنچه که کارکنان می بایست بدون اطلاعات ضرور وظایف را انجام دهند ، و عواملی که بر نابابی دارایی ها مؤثرند، مورد ارزیابی قرار دهند. توافق پرسنل بر این مسائل ، به حسابرس شواهدی را که بر پایه ی سطوح مخاطره ی ذاتی است ارائه می دهد وبدینوسیله میتوان به نحو کارامد تر و مؤثر، آزمون های محتوا را طراحی کرد.
همانگونه که قبلأ اشاره شد، حسابرسان داخلی و مستقل هم با انبوهی از چالش های یکسان در راه استفاده از CSA مواجه می شوندو هم منافع مشابهی را بدست می آورند. به عنوان مثلأ، حسابرسان مستقل می توانند به صورت مشابهی در فعالیت های CSA مرتبط با حسابرسی شرکت کنند .در حالیکه حسابرس مستقل نمی بایست نقش مدیریت یا پرسنل را جهت حفظ استقلال به خود بگیرد ، می تواند بکارگیری و اطلاعات ورودی را در خلال برنامه ریزی CSA، خدمت رسانی تحت عنوان تسهیل کننده ی CSA ، برگزاری جلسات CSA در مجموعه ای از افراد غیر تسهیل کننده، ویا بسادگی استفاده کردن از داده هایی که قبلأ بواسطه ی فعالیت های CSA توسعه یافته اند ، فراهم کند. هیچ کدام از این موارد در استانداردهای پذیرفته شده ی حسابرسی(GAAS) ، SOA ،و یا استاندارد های حسابرسی PCAOB قدغن نشده است.
پرسشنامه ی نظر خواهی CSA
نبود اطلاعات درمورد گسترش استفاده از CSAطی فرآیند حسابرسی مستقل ، انگیزه ی اصلی انجام این پروژه ی تحقیقاتی است .اطلاعات بدست آمده از طریق دو پرسشنامه گردآوری شده اند.اولین پسشنامه برای 430 تن ازافرادی که در سازمانهای امریکا و کانادا که به عنوان عضو در پرونده ی عضویت سال2001 مرکز خودآزمایی کنترل IIA موجود بودند ، فرستاده شد. افراد بکارگرفته شده توسط حسابداری عمومی یا شرکت های ارائه دهنده ی خدمات حرفه ای کنا گذاشته شدند، چراکه آنان اعضای مشترک به کار گرفته شده توسط سازمان های مشابه ( یکسان) بودند.
یکصد وسیزده نفر از پاسخ دهندگان به سوالاتی در مورد استفاده های ویژه از CSA در سازمانشان، ارتباطات برقرار شده بین سازمان و حسابرسان مستقل درباره ی CSA، و عقاید موجود در مورد مداخله ی حسابرس در فعالیت های CSA ، پاسخ دادند. شصت و هفت تن از آنان به ضمیمه دومین پرسشنامه را برای حسابرسان مستقل خود فرستادند. سی و یک نفر از حسابرسان مستقل به سؤالاتی از قبیل اینکه چگونه اغلب موسسات حسابرسی از CSA برای به نتیجه رساندن اهداف حسابرسی استفاده می کنند و همچنین سوالاتی در خصوص حسابرسی صورت های مالی مشتری ای که نظر خواهی را ارسال داشته بود، پاسخ دادند. بررسی های انجام شده نشان داد که نتایج بدست آمده به نحو معنی داری تحت تأثیر پیش داوری بدون پاسخ و گرایش به پاسخ های غیر نبوده است.
جواب های حسابرسان
بسیاری از پاسخ دهندگان بطور تصادفی از بین شرکای حسابرسی موجود و مدیران حسابرسی ، با جا زدن خود به عنوان حسابرس ارشد منشعب شدند.بیست و شش تن از سی و یک حسابرس ( درآن زمان) توسط پنج موسسه ی بزرگ بکار گرفته شده بودند.
استفاده ی همگانی و عمومی از CSA
در ابتدا از حسابرسان در مورد بیان درصد تقریبی حسابرسی های انجام شده سال گذشته خارج از محل کار آنان ، سوال شد که در آن موارد از شواهد بدست آمده از فعالیت های CSA مشتری برای نیل به اهداف حسابرسی مستقل استفاده شده بود.این سوال که درمورد استفاده ی همگانی از CSA بود ، بطور ویژه برای سازمانهای مربوط به مشتری که نظر خواهی راارسال کرده بودند بکار گرفته نشده بود. نتایج بدست آمده به وضوح نشان می داد کهCPA ها مشترکأ از CSA برای نیل به اهداف حسابرسی مستقل استفاده نکرده بودند.
• ده تن از پاسخ دهندگان (7/35 درصد) اذعان داشتند که هیچکدام از حسابرسی آنها استفاده از CSA را برای نیل به اهداف حسابرسی در دستور کار نداشته است.
• از هیجده نفری که اقرار به استفاده از CSA کرده بودند ، سیزده نفر( 2/72 درصد) اظهار داشتند که CSA در کمتر از نصف حسابرسی ها بکار گرفته شده است.
• بطور میانگین ، تنها در 6/21 درصد حسابرسی ها از CSA استفاده شده بود.
سوالات باقیمانده در فرم نظر خواهی مربوط به استفاده از CSA طی حسابرسی صورت های مالی شرکت هایی بود که نظر خواهی را ارسال کرده بودند. تنها 9 تن از سی و یک نفر پاسخ دهندگان CSA را بکار برده بودند. این نسبت کم استفاده ی CSA با یافته های مربوط به نرخ بکارگیری کلی آن سازگاری داشت و بیانگر پیغام صریح و آشکاری بود.
دلایل عدم بکارگیری CSA
دیدگاه اول نشاندهنده ی دلایل عدم استفاده از CSA در حسابرسی مستقل است . دو مورد از متداول ترین واکنش ها در این مورد بر این مطلب تأکید داشتند که استفاده از آن چندان مفید و مثمز ثمر نبوده است ( 4/54 درصد) و این حقیقت که حسابرسان مستقل در مورد نحوه ی بکارگیری ان اموزش لازم را ندیده اند( 50 درصد). اظهار نظر در مورد نا کارآمد بودن CSA یک فرضیه و احتمال است . فقدان کارآموزی و تعلیم حقیقت امر و دلیلی بی چون چرا بوده و میتواند صحیح باشد.واکنش متداول سوم ( 9/40 درصد) متفاوت بود . مهمترین دلایل ذکر شده راجع به عدم استفاده از CSA این بود که اکثر مشتریان حسابرسی آن را بکار نگرفته و یک برنامه ی کلی در جهت بهبود آن نداشته اند .ویا اینکه حسابرسان در مورد نحوه ی بکارگیری ( ویا اقدام به این کار) آن توسط مشتری مطلع نبودند. این وضعیت بیانگر آن است که حسابرسان تمایلی به پیش قدم شدن در حسابرسی وابسته به فعالیت های CSA ندارند و همچنین اینکه مدیریت در مورد اقدامات CSA هیچ ارتباط و مبادله ی اطلاعاتی با حسابرسان انجام نمی دهد . اساسأ این فقدان ارتباط و ابتکار عمل گفته شده ، مروج سطوح بکارگیری ضعیف در خلال حسابرسی مستقل می شود .
بکارگیری CSA در خلال عملیات حسابرسی
دیدگاه دوم ، نگرش و نحوه ی عمل گروه 9 نفره ی حسابرسان مستقل که طی حسابرسی سابق شرکت ، CSA را در دستور کار خود قرار داده بودند، آشکار می سازد . یک مقایسه ی معمولی با دیدگاه اول، اختلاف نظر های جالبی بین حسابرسانیکه CSA را اجرا نکرده بودند با کسانیکه تجربه ی مستقیم آن را داشتند بر ملا می کند. دیدگاه دوم اطلاعاتی درباره ی چگونگی استفاده از CSA ارزش ادرک شده ی ان را نشان می دهد.
درصد بالایی از پاسخگویان ، CSA را برای آگاهی یافتن از تجارت و صنعت شرکت ، ثبت آگاهی مورد نیاز از اجزای پنجگانه کنترل داخلی و ضمیمه نمودن ( به عنوان مکمل) آزمون های سنتی کنترل ، به کار برده بودند. اکثر آنها (6/55 درصد ) برای ارزیابی مخاطره ی تقلب و سوء استفاده که از اهمیت بالایی برخوردار است( چرا که این ارزیابی ها حسابرسان را ملزم به سنجش کنترل های نامحسوس یعنی همان روحیات و انگیزه ی مدیریت می کند) CSA را بکار نبردند. همچنین دیدگاه دوم بیانگر پی بردن حسابرسان به این مطلب است که CSA بسیار زیاد یا تاحدودی در تمام عرصه ها بجز آزمون محتوا مفید است ( حسابرسان اندکی CSA را به این منظور بکار بردند و عقاید آنها در بسیار ی موارد واگرا و منشعب از هم بود).
دیدگاه سوم ، نشانگر عقاید کلی در خصوص ارزش CSA است . اکثر حسابرسان سرسختانه بر این مسئله اتفاق نظر دارند که اجرای CSA ، برخلاف تصورات حسابرسانیکه عملأ از بکار گیری آن روی گردان هستند ( همچنانکه در دیدگاه اول دیدیم) منجر به حسابرسی کارآمد و مؤثر تر می شود .
مداخله ی مستقیم حسابرسان مستقل در فعالیت های CSA
تنها زیر مجموعه ی کوچکی از 9 شرکت CPA که از CSA استفاده کرده بودند ، فعالانه درگیر فعالیت های مربوط به آن بودند . دیدگاه چهارم نشان می دهد که فقط 5 شرکت در برنامه ریزی فعالیت های CSA شرکت داشته اند و حتی تعداد کمتری به نحو فعالانه ای درگیر جلسات تیم تسهیل کننده ی مشتری بودند.
نبود حسابرسانیکه در این فعالیت ها مشارکت داشته باشند درارتباط با یک یافته از پرسشنامه ی اول به طور ویژه جالب می نماید. پاسخ دهندگان مربوط به شرکت های مختلف تصور می کردند مداخله ی حسابرس ارزش و فواید CSA را در موسسه ی آنها کاهش می دهد. داده های دیدگاه چهارم برآن است که این عقاید منفی ، نه بر پایه ی تجارب منفی بلکه بر اساس پیش پندارها استوار بودند. این وضعیت نشاندهنده ی ان بود بسیاری از شرکت ها به همراه حسابرسانشان ، عقاید خود را در مورد CSA بدون در نظر گرفتن اطلاعات دست اول شکل می دهند.
تطبیق پاسخ ها
محققان، پاسخ های 31 نفر از حسابرسان مستقل را با پاسخ مشتری هایشان برای کسب بینش وآگاهی بهتر از بکارگیری اندک CSA توسط حسابرسان مستقل ، تطبیق دادند. تمام آن 31 شرکت اذعان داشتند که در خلال دوره ی حسابرسی مورد مطالعه ، به رغم استفاده ی 23 عدد از مشتریان ، هیچ اقدامی در خصوص استفاده از آن نداشته اند.
یک اظهار نظر هشدار دهنده در مورد تفسیر معنی پاسخ های تطبیقی، این است که:« CSA یک ابزار بسیار مستحکم و قاطع است و قسمت های مختلف می توانند اطلاعات ایجاد شده ی CSA را در موارد گوناگون و برای مقاصد مختلف به کار ببرند». به عنوان مثال، حسابرس می تواند از اطلاعات مربوط به فعالیت های CSA درباره ی ارزیابی و سنجش توان محیط کنترل و همچنین در مورد شناسایی مخاطره ی کنترل و مخاطره ی تقلب ، استفاده کنند . شرکت تحت حسابرسی می تواند دقیقأ از اطلاعات مربوط به همان فعالیت های CSA در جهت مقاصد و اهداف دیگر استفاده کند ( یعنی سنجش کارایی و ثمر بخشی عملیات).
بهره گیری کمتر از شواهد موجود
سه وضعیت مقایسه ای زیر ،نمونه های ویژه ای در مورد جاهائیکه احتمال می رود حسابرسان اطلاعات در دسترس مربوط به حسابرسی ، که ناشی از فعالیت های CSA است را کمتر مورد استفاده قرار داده باشند، نشان می دهد:
• شش شرکت از CSA برای سنجش روحیات و انگیزه مدیریت ( با اهمیت برای محیط کنترل) استفاده کردند، اما حسابرسان در این شرکت ها از بکارگیری آن برای کسب درک و فهم بیشتر از محیط کنترل خودداری کردند.
• چهار شرکت CSA را برای ارزیابی مخاطره های تقلب عمده درون سازمان خود بکار گرفتند ، اما حسابرسان این اقدام را برای ارزیابی های خود از مخاطره ی سوءاستفاده انجام ندادند.
• چهار شرکت استفاده از CSA را برای ارزیابی کنترل های داخلی در جهت بالا بردن قابلیت اطمینان و اعنبار صورتهای مالی شرکت در دستور کار خود قرار دادند، سه تن از حسابرسان در این مورد اقدامی برای ارزیابی مخاطره های کنترل به انجام نرساندند.
موارد اندک بکارگیری CSA توسط حسابرسان مستقل و تأثیرات امکان پذیرپیشتر، گفته می شد بکارگیری اندک CSA طی حسابرسی های مستقل به سبب درخواست اندک و بندرت حسابرسان در خصوص اطلاعات CSA از مشتریانشان بوده است . مقایسه های ذیل در این باره بسیار گویا هستند:
• شرکتی ، اطلاعات و داده هایی در مورد CSA داشته ولی حسابرس آنها را درخواست نکرده است. بیست و سه عدد ازسی و یک سازمان گفته شده ، CSA را به شیوه های مختلفی بکار بسته بودند در حالیکه فقط سه تن از آنها ، تقاضای ارائه ی داده های CSA را توسط حسابرسان تأیید کردند .
• مواردبکارگیری اطلاعات CSA برای اهداف حسابرسی مستقل ممکن است کمتر از مقادیر تقاضا ها دراین مورد باشد. سه شرکت از تقاضای حسابرسان در مورد اطلاعات CSA خبر دادند اما حسابرسان اذعان داشتند که این اطلاعات مورد استفاده واقع نشده بود. این وضعیت بیانگر آن است که به کار گیری واقعی و عملی اطلاعات مذکور برای نیل به اهداف حسابرسی مستقل ، کمتر از تعداد تقاضا های حسابرسان در مورد این اطلاعات از مشتری است .
• نبود ابتکار عمل و ارتباطات حسابرس شاید منجر به ادراک نادرست بوسیله ی حسابرسان مستقل شده باشد. 9 تن از حسابرسان اظهار داشتند که به دلیل آنکه
مشتری بقدر کافی فعالیت های CSA در جهت مفید بودن ، بهبود نبخشیده ، از به کارگیری آن خودداری کرده اند. با این حال در شش مورد ، شرکت های مذکور در قلمرو حسابرسی مستقل ، CSA را به کار گرفته بودند . حسابرسان مستقل بطور آشکار ، ادراک نادرستی از مشارکت در CSA توسط مشتریانشان داشتند.
اطلاعات و ارتباطات بیشتری مورد نیاز است
اگر چه حسابرسان برای اصلاح و ترفیع سودمندی ارزیابی های خود از کنترل داخلی می توانند از CSA استفاده کنند ، اما این مقاله ، کاربرد بسیار اندک CSA توسط حسابرسان مستقل را نشان داد. شرکت ها و حسابرسان مستقل ، هردو نقش مؤثری در افزایش مواردبکارگیری آن دارند. اطلاعات بدست آمده قویأ اظهار می داشت که تربیت حسابرس کارآمد و ارتباط متقابل و دو جانبه ی مؤثر بین شرکت و حسابرسان مستقلش ، می تواند منجر به استفاده ی بیشتر از CSA توسط حسابرسان مستقل شود . چنین تدابیری احتمالأ به حسابرسی کارآمد تر و ثمر بخش تر خواهد شد که تمام بخش ها و قسمت های مختلف را منتفع می کند .