


دانلود رایگان پروزه مدیریت آموزشگاه های آزاد فنی و حرفه ای برای اخذ کارت مدیریت:
ADSL+2.شفق اولین و بزرگترین مرکز ارائه،دهندهADSL+2 در شهرستان خدابنده
اقتصاد ايران اكنون در چرخه ركود - تورم قرار دارد. كارشناسان اقتصادي و منابع منتشرشده از سوي مراجع بين المللي همه بر اين باورندكه اين بحران ، بحراني زودگذر نيست . پژوهشهاي اقتصادي آشكار ساخته است كه ظرفيت تاريخي اقتصاد ايران حدود 30هزار دلار درآمد سرانه است ، در حالي كه دست بالا در سال 1375 ازهشت درصد اين ظرفيت استفاده شده است وبراساس گزارش ويژه مجله اكونوميست جهان درسال 2000 مختصات اقتصادي كشور ما عبارت است از "توليد ناخالص داخلي 68 ميليارد دلار،جمعيت 46.8 ميليون نفر، درآمد سرانه 1050دلار، تورم 25 درصد و نرخ رشد اقتصادي 2درصد" داراييهاي اقتصادي ايران معادل 240ميليارد دلار است اما نرخ رشد سرمايه گذاري دركشور منفي است و اقتصاد كشور با كمبود سرمايه روبه روست . برآوردهاي اقتصادي نشان مي دهداقتصاد اين كشور به 50 ميليارد دلار پول نيازدارد كه مفهوم آن اين است كه از 240 ميليارددلار داراييهاي كشور، استفاده اقتصادي نمي شود. گفتني است كه اين كارانبودن اقتصادي بخش دولتي - عمومي و خصوصي را تواما دربرمي گيرد. از سوي ديگر بيانگر اين نكته است كه شاخص بهره وري در كل اقتصاد بشدت پايين است . از سوي ديگر تقاضاي بالقوه جامعه بالاست اما به دليل بالابودن قيمت تمام شده محصولات به دليل ناكاراييهاي سرچشمه گرفته ناشي از تناسب نداشتن منابع در اختيار"داراييهاي اقتصاد" كه حجم آن بسيار است وتوليد ناخالص داخلي كه ميزان آن اندك است ،قدرت خريد جامعه توان تامين نيازمنديهاي خود را ندارد. كارانبودن منابع در اختيار"داراييهاي اقتصاد" نيز به علتهاي متعددي بستگي دارد. تركيب داراييهاي اقتصاد متناسب نيست . حجم عمده اين داراييها را داراييهاي ثابت تشكيل مي دهد كه انعطاف آن در زمينه بهره برداري بهينه پايين است . فلسفه وجودي موضوع تبصره 35 قانون بودجه سنوات 78 و1379 از همين واقعيت سرچشمه مي گيرد كه دولت مي خواهد بااين روش از داراييهاي بامديريت كنوني ناكاراي خود بكاهد، و با تبديل به نقدكردن آنها بر انعطاف منابع خود در جهت استفاده بهينه از داراييها بيفزايد كه اين استفاده بهينه جز از طريق اجراي استانداردهاي حسابداري و حسابرسي عملكرد امكانپذيرنخواهد بود.
علل ديگر كارانبودن هاي گفته شده كمبود ياتركيب نامتناسب زيربناهاي اقتصادي و نارساييهاو شفاف نبودن مقررات و سياستها و برنامه هاي دولت و پايين بودن بهره وري نيروي انساني است .
متاسفانه ساختار اقتصادي كلان يادشده براقتصاد بنگاه اعم از اينكه در بخش عمومي ياخصوصي باشد نيز به طور عام حاكم است .
نزديك به يك دهه پيش به ويژه از آغازكاهش ارزش پول ملي در برابر ارز، جرياني ازرشد سرمايه گذاري در اقتصاد بنگاه را پديد آورد.مابه التفاوت نرخ ارز و تغييرات فزاينده آن طي يك دهه گذشته سبب شده است كه گرايش به سرمايه گذاري در داراييها افزايش يابد وموسسات و شركتهايي با حجم داراييهاي بالاپديدار شوند و نقدينگي موسسات اقتصادي جذب داراييهاي ثابت شد.
سرچشمه چنين رفتاري در موسسات اقتصادي اين بود كه نرخ ارز به طور فزاينده اي روبه افزايش رود و مديران اين موسسات همواره با افزايش ارزش داراييها "ثروت " موسسه روبه روبودند و بر شتاب آنان بر سرمايه گذاري در داراييهامي افزود و اين در حالي بود كه از سوي ديگر ازقدرت خريد جامعه با همان آهنگ كاسته مي شد.نتيجه آنكه تعدادي از موسسات و شركتهاي باسرمايه كلان پديد آمد و در دوره اي از بازده مناسبي برخوردار شدند، كه به طور عمده حاصل تفاوت ارزش داراييها و موجوديهاي اين موسسات بود. اين سود، سود حسابداري بود وارزش افزوده اقتصادي نبود. به همين دليل سرمايه گذاري مجدد و توسعه بنگاه را امكان پذيرنمي ساخت . در نتيجه جرياني از تبديل به نقدشدن داراييها و خروج منابع نقدينگي چه به صورت افزايش هزينه هاي مالي و جاري و ياتقسيم سود نقدي در اين موسسات شكل گرفت و آنها را با كمبود نقدينگي روبه رو ساخت و اين در حالي بود كه هزينه هاي ثابت در اين موسسات افزايش چشمگيري يافته بود. افزون بر اين داراي تعداد بسياري نيروي انساني شده بودند. در حالي كه رشد فعاليتها احتمالا به ويژه در برخي رشته هاروبه كاهش يا ركود گذاشته بود. در اين ميان نقش ماليات به عنوان تنها راه چاره تامين منابع مالي دولت جهت اجراي طرحهاي ملي -عمراني به عنوان ارابه گردش ساز و كار اقتصادكشور اهميتي خاص و اولويت اساسي يافت .
نهادهاي اجتماعي مثل ساير پديده هاي اجتماعي همچون تاروپود يك رشته به يكديگروابسته مي باشند و هرگونه تغيير در آنها در روندحركت عمومي جامعه كارساز خواهد بود.
ماليات به مثابه همزاد دولت تلقي مي شود.از نخستين ادوار صورت بندي دولت تاكنون باج و خراج ، عوارض و ماليات به عنوان خزانه دولتهابه شمار مي رفته است . در دوقرن اخير و به طورمشخص در نيمه دوم قرن بيستم نقش ماليات دركليه شئون زندگي اجتماعي جوامع تعيين كننده بوده است . روند توسعه كشورها نمايانگر اين نكته است كه هرچه گستره عامل بودن دولتها درموسسات اقتصادي و نهادهاي صنعتي كشوربه وسيله ماليات افزايش يافته ، به طوري كه نرخ متوسط ماليات در كشوري مانند ايالات متحده امريكا رقمي حدود 40 درصد است .
قوانين مالياتي در دوران معاصر و عصرخردگرايي نه به عنوان باج و خراج و هزينه دربارشاهان بلكه به مثابه ابزاري در جهت رشداقتصادي به شمار مي رود زيرا ماليات نه تنهامتضمن ايجاد درآمد دولتها بلكه بايد در راستاي سياستهاي مالي و پولي كشور وصول و هزينه شود كه از مهمترين هدفهاي وصول ماليات اجرايي اصل تعديل ثروت و عدالت اجتماعي است .
از آنجا كه در كشور ما هميشه روابط دولتها وملت بر پايه عقل و اختيار استوار نبوده و جنبه باج و خراج ماليات بر ساير جنبه هاي آن حاكم بوده است فرهنگ مشاركت عمومي درهزينه هاي اجتماعي از طريق پرداخت ماليات بسيار ضعيف بوده است و فاصله گسترده دولت از ملت موجب شده كه عملا پرداخت نكردن ماليات نوعي امتياز اجتماعي تلقي مي شود.همزمان با رشد سرمايه در كشور، در دوران صفويه و قاجاريه و سپس كشف نفت از آنجا كه رانت ارزي نفت بي دردسرترين درآمد محسوب مي شد، نقش ماليات در اقتصاد ملي تا پيش ازسالهاي 1358 ناچيز بوده است . از سالهاي 1359 به بعد كه موضوع ماليات به علت كاهش قيمت نفت و تحريم هاي اقتصادي برجسته شدنيز، عده اي با توسل به اعتقادات مذهبي مردم وتقابل خمس و زكات با ماليات عملا وصول ماليات را نوعي بدعت در حكومت اسلامي مي دانستند تا آنجا كه سرانجام پس ازجروبحثهاي طولاني فقهي سرانجام دولت توانست ماليات را به عنوان درآمد حقه اجتماعي بقبولاند زيرا وظايف سنگين دولت مانند آموزش و پرورش ، بهداشت عمومي ، تامين امنيت و...ايجاب مي كند كه به نوعي درآمدهاي خاص غيرنفتي دسترسي داشته باشد تا بتواندمسئوليتهاي خود را به انجام رساند.
در جهان كنوني مبناي متداول مالياتي بر سه جزء دارايي ، هزينه و مصرف استوار است كه درايران اصل استوار مالياتي براخذ ماليات از درآمدمي باشد كه باتوجه به شرايط كشور هيچ گاه اين امر نتوانسته است به شكل اصولي تحقق پذيرد;زيرا در كشورهاي جهان سوم مخارج دولتهابسيار گزاف است و سازمان عريض و طويل دولتها هزينه هاي خود را از راه كسر بودجه واستقراض از شبكه بانكي و چاپ اسكناس بدون پشتوانه "و در دوران تعديل با فروش ارز در بازارآزاد" تامين مي كنند و چون اين روش تامين مالي آسان و ساده و زودرس مي باشد، دولتها چندان به ماليات توجه ندارند، در نتيجه بار مالي ناشي از اين تصميمات كه همانا ايجاد تورم و بار مالي ناشي از كاهش قدرت خريد بوده بر دوش مردم يا مصرف كنندگان نهايي تحميل شده است . دليل روي نياوردن دولتها در اين گونه جوامع به مالياتهاي مستقيم "شامل ماليات بر دارايي ،ثروت و درآمد" عبارت است از:
تعلق دارايي ، ثروت و بخش عظيمي از درآمدجامعه به اقشاري خاص كه همان دولتمردان ياوابستگان به آنها مي باشند و اين اقشار خود راذاتا معاف از ماليات مي دانند;
ضعف دستگاه وصول ماليات كه يا قدرت وتوانايي لازم جهت گرفتن اين گونه مالياتها راندارد يا به او نمي دهند.
در ايران ماليات رقمي حدود 30 الي 35درصد درآمد دولت را تشكيل مي دهد كه بخش عمده آن را مالياتهاي غيرمستقيم مانند سود وعوارض و حقوق گمركي ، ماليات بر مصرف وفروش تشكيل مي دهد و مالياتهاي مستقيم نقش مسلط را در درآمدهاي مالياتي ايفا نمي كند. درواقع هرگاه دستگاه وصول بخواهد به طور جدي با كساني كه خود را ذاتا معاف مي دانند برخوردكند با جنجال و پايين كشيدن كركره مغازه ها يعني اعتصاب مالياتي مواجه شده است . جالب آنكه كل ماليات وصولي از حقوق بگيران طي سنوات 1375-77 معادل 4900 ميليارد ريال و ماليات مشاغل طي همين دوره 4594 ميليارد ريال بوده است يعني حقوق بگيران كشور باكمال تاسف وتعجب ، مالياتي بيش از كل مشاغل كشور به خزانه دولت واريز نموده اند. جدول شماره "1"تصوير وصول مالياتهاي مستقيم كل كشور به تفكيك منابع طي سنوات 1375-77 را نمايش مي دهد.
جدول شماره يك - وصولي مالياتهاي مستقيم كل كشور به تفكيك منابع "ارقام به هزارريال"
|
ششماهه 78 |
1377 |
1376 |
1375 |
منابع مالياتهاي مستقيم |
|
5052356212 |
7923641598 |
6857831770 |
5378266105 |
بند اول"ماليات برشركتها" |
|
2426851492 |
3829480471 |
3167220494 |
2304836694 |
ماليات اشخاص حقوقي دولتي |
|
14736733 |
|
29500000 |
23431389 |
ماليات عملكرد مراكز تهيه و توزيع كالا |
|
2610767947 |
4094161127 |
3661111276 |
3049998022 |
ماليات اشخاص حقوقي غير دولتي |
|
2687373707 |
3897087008 |
3484616025 |
2993674473 |
بند دوم "ماليات بر درآمد" |
|
1194265672 |
1698452587 |
1616193447 |
1856048093 |
ماليات حقوق |
|
1223997075 |
1803104698 |
1588297636 |
1203760653 |
ماليات مشاغل |
|
214016127 |
352602382 |
272120094 |
197117876 |
ماليات مستغلات |
|
5509833 |
42927341 |
8004848 |
6747851 |
مالياتهاي متفرقه درآمد |
|
522710257 |
855562792 |
710548047 |
598576844 |
بندسوم "ماليات برثروت" |
|
1618355 |
2521168 |
2991095 |
4857626 |
ماليات اتفاقي |
|
79693632 |
130701164 |
108924874 |
88043148 |
ماليات بر ارث |
|
244499 |
366365 |
429323 |
633258 |
ماليات نقل و انتقالات "حق تمبر " |
|
261793887 |
440237137 |
352120444 |
304979472 |
ساير ماليات نقل وانتقالات و سرقفلي |
|
6032825 |
9158780 |
6681717 |
5580511 |
ماليات اراضي باير |
|
679085 |
1384254 |
3445315 |
3541339 |
ماليات تعاوني ملي براي بازسازي |
|
6260866 |
8028701 |
7119722 |
4227637 |
ماليات سالانه املاك |
|
3510675 |
5147263 |
1914413 |
1652142 |
ماليات مستغلات مسكوني خالي |
|
162876433 |
258017960 |
226921144 |
185061711 |
حق تمبر, چك, برات و... |
|
8262440176 |
12676291389 |
11052995842 |
8970517422 |
جمع كل |
نخستين قانون ماليات بر درآمد به نام قانون ماليات بر عايدات در سال 1312 وضع شدو در آن از بيلان و حسابهاي نفع و ضرر شركتهاي انتفاعي صحبت مي شود و به اين ترتيب بين حسابداري و ماليات رابطه قانوني مشخصي برقرار مي شود. بااين حال قانون مزبور تصريح مي كند "تبصره ماده 14" كه تفتيش در دفترها،اوراق و محاسبات تجاري و شخصي براي تعيين ماليات اكيدا ممنوع است ، اين قانون در طول سالهاي 1312-17 چندين بار اصلاح شد. دراوج اشغال ايران و در دوره اي كه دكتر ميلسپو"DR. MILSPOO"، مستشار امريكايي ، رئيس كل دارايي بود، قانون ماليات بر درآمدي به اقتباس از قانون مالياتي امريكا وضع شد كه مجموع درآمد اشخاص حقيقي و حقوقي را درتمام منابع و پس از كسر انواع بخشودگيها ومعافيتها، مشمول ماليات مي ساخت . مهمترين جنبه غيرعملي اين قانون ، تنظيم وتسليم اظهارنامه مجموع درآمد براساس مدارك و اسنادحسابداري به وسيله موديان و نرخهاي تصاعدي تا 70 درصد بود. اين قانون در عمل هيچ گاه به اجرا در نيامد و در سال 1324 لغو شد و نظام مالياتي به قانون سال 1317 بازگشت . در سال 1326 اصلاحيه اي در مورد قانون مالياتهاي سال 1317 وضع شد كه به موجب ماده 33 آن "هرموقع كه انجمن محاسبان قسم خورده در كشورتشكيل شود، وزارت دارايي مكلف است نتيجه رسيدگي محاسبان قسم خورده را در موردحساب يا ترازنامه هر بازرگان يا شركت بپذيرد..."و به اين ترتيب مسئله حسابداري حرفه اي درقوانين جا باز كرد.
در سال 1328 قانون ماليات بر درآمد جامعي تصويب شد كه به موجب آن از درآمد مشمول اين قانون ماليات بر درآمد دريافت مي شد و درمورد شركتها، ماده 7 همين قانون مقرر مي داشت كه شركتهاي مشمول ماليات موظف بودند تاپايان تيرماه هرسال ترازنامه و حساب سود وزيان سال پيش خود را... به محل دارايي محل تسليم دارند و به موجب ماده 21، ادارات دارايي مجاز بودند براي رسيدگي به صحت ميزان ماليات به كليه دفاتر و اسناد موديان مراجعه ورسيدگي كنند و تمام اطلاعات موردنياز رابخواهند. به موجب ماده 29، مامورين ادارات دارايي موظف بودند اطلاعات مربوط به موضوع كسب و تجارت و دارايي مشموليت اين مالياتهارا كه در نتيجه رسيدگي به دست مي آورندمحرمانه تلقي كرده و از افشاي آن خودداري كنند. قانون مزبور به مسئله استفاده از خدمات حسابداران حرفه اي تاكيدي به جا و منطقي داشت و به موجب ماده 30 مقرر مي دارد "در هرموقعي كه انجمن محاسبان و كارشناسان قسم خورده رسيدگي به حساب يا ترازنامه هر بازرگان يا شركت را بپذيرد در اين صورت براي تشخيص ماليات مودي ديگر حاجت رسيدگي به دفاترنخواهد بود". اين قانون تا سال 1335 چندباراصلاح شد. قانون جامع ماليات بردرآمد سال 1335 بازرگانان و شركتها و شخصيتهاي حقوقي را مكلف مي كرد به همراه ترازنامه و حساب سودو زيان اظهارنامه مالياتي تسليم كنند و دفاترقانوني نگهداري را براي رسيدگي به مامورين تشخيص ارائه كنند "مواد 6، 8 و 16". در اين قانون براي نخستين بار مقررات متفرق ومختلفي هم درباره حسابها وضع شد. در اين قانون ، مانند قانون قبلي پيشين هم به تشكيل انجمن محاسبان و كارشناسان حساب توجه شده و در قسمت آخر ماده 33 مقرر گشته بود كه آيين نامه طرزكار و انتخاب كارشناسان ومحاسبان قسم خورده وزارت دارايي را تهيه و به اجرا خواهد گذاشت .
قانون مالياتهاي مستقيم سال 1345 كه براساس الگوي قانون سال 1335 با تغييراتي وسيع تصويب شد، از جمله تسليم اظهارنامه به همراه ترازنامه و حساب سود و زيان متكي به دفاتر قانوني براي صاحبان مشاغل و شركتها وشخصيتهاي حقوقي را مقرر مي دارد "مواد 60 و83" و براي نخستين بار علاوه بر دفاتر قانوني موضوع قانون تجارت ، استفاده از دفاتر ديگر وفرمها و وسايل حساب نيز مجاز شناخته مي شود. در ماده 58 اين قانون ، بدون هيچ گونه توجه به محتواي قانون تجارت مقرر مي شود"مقررات مربوط به نحوه تنظيم و تحرير ونگهداري دفاتر و حساب واسناد و مدارك به موجب آيين نامه هايي كه به تصويب وزير دارايي خواهد رسيد تعيين خواهد شد." آيين نامه موضوع اين ماده نيز بعدا تصويب و بدون هيچ گونه هماهنگي با وزارت دادگستري به اجراگذاشته شد.
قانون مالياتهاي مستقيم 1345 مسئله حسابداري حرفه اي را كه در هر حال مسئله اي عام است به دامنه يك قانون خاص مي كشد وبه موجب ماده 275 مقرر مي دارد: "به منظورتعيين و معرفي حسابداران رسمي و فراهم آوردن وسايل لازم براي بالابردن سطح معلومات حسابداري در كشور و تهيه زمينه مساعد براي تدوين موازين فني و اخلاقي حرفه حسابداري ونظارت در اجراي موازين مزبور كانون حسابداران رسمي طبق مقررات اين فصل تشكيل مي شود".در مواد بعدي "281-276" نيز مقرراتي در موردگزارش حسابدار رسمي ، اختلاف نظر مميز وحسابدار رسمي تنظيم شد و سرانجام در سال 1358 به موجب مصوبه شوراي انقلاب منحل شد.
در قانون مالياتهاي مستقيم سال 1345مقرراتي نيز درباره جنبه هايي از حسابداري فعاليتهاي مختلف وجود دارد. از جمله ومهمترين آنها هزينه هاي پذيرفتني و استهلاكات را مي توان نام برد.
آخرين قانون مالياتي ، قانون سال 1366است كه در زمينه حسابداري تفاوت چشمگيري با قانون 1345 و اصلاحيه هاي پس از آن ندارد.اما برخي از مشكلات اجرايي قانون 1345 ازلحاظ حسابداري در آن برطرف شده است امابه لحاظ ناديده انگاشتن واقعيتهاي عيني اقتصادكشور قانون مالياتهاي مصوب 3/12/66 واصلاحيه مورخ 1371/2/7 از زمان تصويب تاكنون به مانعي جدي در جهت اجراي برنامه هاي توسعه تبديل شده است .
در سال 1372 قانون تشكيل سازمان حسابرسي و سپس ماده واحده قانون استفاده ازخدمات تخصصي و حرفه اي حسابداران ذي صلاح به عنوان حسابدار رسمي به تصويب رسيد كه متعاقبا تصويب نامه شماره /9045ت 138750 مورخ 23/7/74 هيئت وزيران درارتباط با آيين نامه تعيين صلاحيت حسابداران رسمي و چگونگي انتخاب آنان اعلام شد كه پيامد اين مصوبات جديد منجر به درج عنوان حسابدار رسمي در لايحه بازنگري قانون مالياتهاي مستقيم و درج بخشنامه سال 1378وزارت امور اقتصادي و دارايي مبني برلازم الاجرابودن استانداردهاي حسابداري وحسابرسي از 1/1/1378 بوده است .
آنچه از لابه لاي مصوبات پيشگفته نمايان است توجه خاص دولت به حسابداري وحسابرسي مي باشد كه باتوجه به ارتباط تنگاتنگ موضوع حسابداري و ماليات اين امر نويداهميت حسابداري و اطلاع رساني در بخش حسابداري را نشان مي دهد. شايان توجه آنكه به دليل نوين بودن استانداردها و قدمت مالياتهاي مستقيم ، تعارضات اساسي فيمابين قانون مالياتهاي مستقيم با استانداردهاي مذكور باعث گرديده مشكلات عديده اي براي موديان مالياتي فراهم گردد برطرف شده است ، كه در اين موردمي توان از رفع برخي از اشكالات آيين نامه اجرايي تحرير دفاتر و هزينه هاي قابل قبول درماده 148 قانون مالياتها نام برد. جدول شماره 2حداقل موارد تعارض قانون مالياتهاي مستقيم واستانداردهاي حسابداري "نشريه شماره 122"سازمان حسابرسي را نمايش مي دهد.
|
نام مورد |
أدرس مورد |
شماره صفحه |
شماره استاندارد |
رديف |
|
سودتحقق نيافته حاصل از تغييرارزش ساير داراييهاي جاري |
بندح- قسمت6 |
91 |
3 |
1 |
|
شناخت درأمد- مبادله كالاي مشابه - امكان جريان تفكيك بهاي فروش و خدمات بعدي - انتقال مخاطرات عمده مالكيت - حق فسخ معامله و خدمات نصب بعد از فروش |
بندهاي 7-10-11-12و15 |
93-91 |
3 |
2 |
|
احتمال جريان منافع اقتصادي, روش خط مستقيم شناسايي درأمد, شناسايي درأمد تا ميزان هزينه هاي قابل انتظار, كسر سود خالص قبل از تملك از بهاي سرمايه گذاريها |
بندهاي 17-19-24-25و28 |
93 تا 97 |
3 |
3 |
|
ذخيره بدهيهاي احتمالي |
بند 5 |
116 |
4 |
4 |
|
رويدادهاي تعديلي بعد از تاريخ ترازنامه ضميمه بيانيه 5- صفحات 131و132 مطالعه شود. |
بند6 |
126 |
5 |
5 |
|
سودزيان جامع- مازاد تحقق نيافته تجديد ارزيابي دارايي |
بند30-5 |
138و147 |
6 |
6 |
|
ماليات اقلام غير مترقبه "تفاوت دوروش" |
بند21 |
144 |
6 |
7 |
|
هزينه تحقيقات و توسعه به مجرد وقوع به سود وزيان |
بند2و بند20 |
165و161 |
7 |
8 |
|
كاهش ارزش موجودي مواد |
بند55 |
186 |
8 |
9 |
|
زيان قابل پيش بيني قراردادهاي پيمانكاري بلند مدت |
بند42و44 |
202 |
9 |
10 |
|
معوضه داراييها |
17و18 |
252و237 |
11 |
11 |
|
تجديد ارزيابي |
25 |
230 |
11 |
12 |
|
تغيير روش استهلاك داراييهاي ثابت - تجديد ارزيابي |
58-29 |
248و240 |
11 |
13 |
|
روش اختياري تامين مالي مخارج در بهاي تمام شده داراييها |
9 |
284 |
13 |
14 |
|
كاهش ارزش دائمي سرمايه گذاريها" كوتاه مدت و بلندمدت " |
54و57 بند الفو ب |
321 |
15 |
15 |
|
رويه مجاز جايگزين - افت شديد بهاي ارز- زيان تسعير ارز |
بند15و22 |
335و334 |
16 |
16 |
|
تسعير درامد وهزينه |
بند33 |
339 |
16 |
17 |
|
معوضه دارايي نامشهود بدون لحاظ سودوزيان - استهلاك دارائي نامشهود |
بند23و33 |
363و360 |
17 |
18 |
|
حسابداري صورتهاي مالي تلفيقي |
بند41 |
393 |
18 |
19 |
متاسفانه از اولين ادوار قانونگذاري در ايران ،مسائل سياسي و حاشيه اي پرده غيرقابل رويتي را بر تعقل گرايي و منافع ملي گسترانده ، به طوري كه عملا بسياري از قوانين و مقررات مصوب قابليت اجرا نداشته و مسائل و مشكلات اجرايي آن قبلا مورد توجه نبوده است . ابعاد مورد نظر دريك قانون مالياتي به شرح زير مي باشند:
وضع ماليات به عنوان تنها راه چاره ايفاي نقش دولت ;
تناسب ماليات با توانايي موديان مالياتي "عدالت مالياتي ";
گرفتن هرگونه وجه از مردم به موجب قانون ;
وصول ساده ماليات از راه خود اظهاري موديان ;
بافرض پذيرش مباني و مفروضات يادشده ودر راستاي دستيابي به هدفهاي توسعه اي اقتصادي - اجتماعي كه در شرايط كنوني حفظاشتغال موجود و ايجاد اشتغال در مرحله دوم مي باشد، قانون مالياتها هدفي جز ايجاد بسترمناسب سرمايه گذاري به عنوان تنها راه حفظ وايجاد اشتغال نخواهد داشت . متاسفانه در قانون مالياتهاي كنوني اين دو هدف مشابه قاره گمشده به شمار مي روند. از يك طرف دهها منابع عظيم اقتصادي مانند نهادها و موسسات غيرانتفاعي كه رسما و عملا فعاليتهاي كلان اقتصادي كشور رادر سيطره خود دارند، از پرداخت ماليات به انحاي مختلف طفره مي روند و از طرف ديگرتوليدكنندگان كار و كالا يعني مالكان واقعي جامعه زير فشار مضاعف ماليات و عوارض قرارگرفته اند. اقتصادي زيرزميني و پنهان دررشته هاي خريد و فروش ارز، طلا، آهن ، روده وخشكبار و حتي ضايعات زباله به ميلياردهاتومان درآمد دسترسي دارند، اما فعاليتهاي اقتصادي حاصل از تفكر و تعلق و اختراع وصنعت مشمول نرخهاي بالاي مالياتي هستند.افزون بر اين موارد صدور بخشنامه هاي گوناگون و رنگارنگ دستگاه وصول ماليات مي باشد كه گاهي اين بخشنامه ها خود نيز قانون نارساي كنوني را نقض مي كنند كه اين موضوع به نوبه خود مشكلات كنوني قانوني را دوچندان مي سازد.
مضافا براينكه تعدد مراجع تاثيرگذار بر نظام مالي كشور عملا كاربرد استانداردهاي حسابداري را با مشكلات عديده مواجه ساخته است ، نمودار"1" مراجع و قوانين موثر بر نظام مالي كشور را نشان مي دهد.
ركود تورمي حاكم بر اقتصاد ايران در سالهاي اخير، از يك سو حاصل كاهش قدرت خريدمردم و از سوي ديگر محصول تداوم تورمي است كه در اقتصاد جريان دارد، كه پيامدهاي اين وضع عبارت است از كاهش نرخ بازده سرمايه گذاري ها و درنتيجه كاهش درآمد مالياتي دولت ، توقف طرحهاي عمراني ، غيراقتصادي شدن فعاليتهاي توليدي ، افزايش بيكاري ومجدداركود عميق تر و تورم شديدتر، كه در صورت مهارنشدن آن اقتصاد را با بحراني روبه رو خواهدساخت كه مديريت آن دشوار يا ناممكن است .علائمي را كه شرايط كنوني اقتصاد كشور آشكارمي سازد، بيانگر آن است كه چنين بحراني تاروپود اقتصاد كشور را فراگرفته و گريز از آن ،جز از راه رشد سرمايه گذاري امكان پذير نخواهدبود. ابعاد آثار و پيامدهاي كمبود سرمايه دراقتصاد چنان گسترده و بحران زا است كه توصيف آن به بررسيهاي گسترده و پيچيده و وقت گير نيازندارند. تنها براي نمونه اگر آمار بيكاري را كه مسئولان بين دو ميليون تا چهار ميليون نفر ذكرمي كنند در نظر بگيريم ، و اگر سه ميليون بيكار رابه تسامح رقم دقيقي براي تعداد بيكاران بپذيريم و طبق استانداردهاي موجود، هزينه ارزي ايجاداشتغال براي هر نفر بيكار در كشورهايي مانندكشور ما را به ده هزار دلار بپذيريم ، در همين زمان فقط 30 ميليارد دلار براي ايجاد اشتغال براي بيكاران موجود نياز داريم ، همچنين با توجه به آمار 800 هزار نفر بيكاري كه گفته مي شود هرسال به جمع بيكاران افزوده مي شود، براي ايجاداشتغال براي اين تعداد نيز، بر اساس محاسبات پيش گفته به هشت ميليارد دلار در سال نيازداريم و اينها تنها هزينه ارزي اشتغال است درحالي كه ناگفته پيدا است منابع ريالي مورد نيازاشتغال سه ميليون بيكار، يعني تاسيس سه هزاركارخانه و هر كارخانه با ظرفيت اشتغال هزار نفرچه ميزان بايد باشد. روشن است كه نياز به سرمايه در كشور چه ابعاد نجومي دارد. به هرحال ما از هر سو كه به مشكلات و دشواريهاي اقتصاد نگاه كنيم ، و هرچه بيشتر اين موضوع رابشكافيم ، نياز به سرمايه بيشتر و ضرورت حمايت از سرمايه گذاري آشكارتر مي شود. البته نبايد ناديده گرفت كه تشكيل سرمايه در هركشوري به عوامل متعدد و به نسبت بي شماري وابسته است ، در اين زمينه مي توان به حاكميت سياسي تا فرهنگ عمومي جامعه و تركيب جمعيت يا ويژگيهاي مردم شناختي جامعه وبسياري عوامل ديگر و البته به نظام ماليات گيري هر كشور اشاره كرد. منتها چنانچه وابستگي آن بانظام مالياتي ، مستقيم و چهره به چهره است .آشكار است طرح موضوع ارتباط رشد سرمايه گذاري و ماليات مطلقا به اين مفهوم نيست كه ماليات در نفس خود، بازدارنده رشدسرمايه گذاري است . فراتر از اين حتي ما بر آنيم كه چنانچه درآمدهاي مالياتي دولت به اندازه نباشد، منابع مورد نياز احداث راه ، جاده و بندر وشبكه هاي مخابراتي و مانند اينها كه از محل درآمدهاي مالياتي تامين مي شود، كاهش مي يابدو تشكيل سرمايه و فعاليتهاي سرمايه گذاري رامحدود خواهد ساخت ، به اين دليل موضوع مورد توجه ما در اين بحث كه پيشنهادهاي ما نيزبر آن استوار است ، برقراري تعادل مورد نياز بين بازده معقول سرمايه گذاري وبرخورداري از انگيزه منطقي براي سرمايه گذاري و ماليات است . گرفتن ماليات به اندازه اي كه سرمايه گذاري خصوصي رابا محدوديت و كاهش روبه رو سازد، از سوي ديگر نيز توجيه پذير نيست ونسبت به كوشش دولت در راستاي كاهش فعاليتهاي اعمال تصدي ، نقض غرض به شمار مي آيد و اگرسرمايه گذاري در بخش خصوصي اقتصاد،اقتصادي نباشد، از ميزان تصدي دولت كاسته نخواهد شد. به همين دليل پيشنهادهاي زير به عنوان مباني و مفروضات اوليه يك بازنگري اساسي در قانون مالياتهاي مستقيم كنوني به شمار مي روند.
1 - قانون مالياتهاي مستقيم به نحوي تدوين شود كه فقط گرفتن ماليات بيشتر را در نظر قرارندهد، بلكه هدفها و سياستهاي اصلي توزيع درآمد و كم كردن هر چه بيشتر فاصله طبقاتي ، راممكن سازد، گرايش سرمايه ها به سمت توليد وآن بخشهايي از اقتصاد كه با سياستهاي كلان دولت هماهنگ باشد، سوق داده شود و سادگي درك و اجراي قانون به ويژه در مورد روشهاي اجرايي ، در نظر گرفتن سازوكارهايي جهت خوداصلاحي در خصوص مواردي كه اشكالاتي در روشها مشاهده مي شود و...، را در نظر گيرد.
2 - الزام شركتها به تعيين حسابرس مستقل وقبول ماليات تشخيصي حسابرسان مستقل .
3 - الزام اشخاص حقيقي و صاحبان مشاغل به تكميل اظهارنامه مالياتي و استفاده از مشاوران مالي ومالياتي با داشتن حداقل سه سال سابقه كارحسابداري و حسابرسي .
4 - قانون مالياتهاي مستقيم به نحوي تهيه شودكه با ساير قوانين ، به ويژه قانون كار و تجارت درتضاد نبوده و با آنها هماهنگ باشد "به ويژه درزمينه ماليات اشخاص حقوقي و سهم سود شركايا سهامداران ، با توجه به اينكه حقوق صاحبان سهام بايد به طور يكنواخت رعايت شود."
5 - در مواردي قانون مالياتهاي مستقيم با اصول استانداردهاي حسابداري در تضاد كامل مي باشدكه اين مورد، اجراي استانداردهاي حسابداري دچار مشكل مي گردد و گاهي دسترسي به اطلاعاتي را كه ممكن است جهت تصميم گيري هاي خرد يا كلان لازم باشد، به دليل تحت الشعاع قرار گرفتن از جنبه هاي مالياتي ،غيرممكن مي سازد. از اين رو الزام حوزه هاي مالياتي به پذيرش استانداردهاي مذكور ضروري به نظر مي رسد.
6 - دولت و مجلس در اصلاح هر يك از مفادقانون مالياتهاي مستقيم نظر رسمي و كتبي سازمان حسابرسي وانجمن حسابداران خبره ايران و ساير مراجعه كه ذي نفع اين قضيه هستندرا دريافت كند تا بتواند در اجراي قانون ، عدالت مالياتي را رعايت نمايد.
7 - تجديدنظر درمباني نقدي حسابداري بخش دولتي كه باعث شفاف نبودن آمار اقتصاد كلان كشور مي شود.
8 - توسعه فر هنگ حسابداري به عنوان زيربناي محاسبات درست مالي و انعكاس درست روي داده هاي مالي - اقتصادي از طريق الزام كليه اشخاص حقيقي و حقوقي به رعايت استانداردهاي حسابداري .
9 - قوانين جديد به نحوي تدوين شود كه مانندقوانين فعلي تفسيرپذير نباشد و تفسيرپذير بودن آن هر چه بيشتر محدود شده و كل اين قوانين صراحت لازم را داشته باشد و هر چه كمتر نياز به صدور بخشنامه ها و آرا در زمينه آن باشد. علاوه بر اين روشهاي اطلاع رساني لازم در خصوص مقررات و بخشنامه ها و آرا صادر شده پيش بيني شود كه تمام اشخاص و موديان به اطلاعات لازم در اين خصوص ، به موقع دسترسي پيدا كنند.قانون بايد روشن ، ساده و صريح باشد. به طورمشخص سرنوشت ماده 132 و138 قانون مالياتهاي مصوب 3/12/66 در خور توجه مي باشد كه اين دو ماده در اصلاحيه 7/2/71مجددا اصلاح اما ابهامات موجود در مفاد اين دوماده از همان سال با بخشنامه و راي شوراي عالي تاكنون حداقل چهار بار تفسير و تغيير پيداكرده اند. سرانجام موديان مالياتي دست به دامان ديوان اداري شدند و ديوان اداري در سال 1375تفاسير متعدد وزارت امور اقتصادي و دارايي وبخشنامه هاي مرتبط با ماده "132" را باطل اعلام كرد. تغييرات مكرر مفاد مواد قانون مالياتها كه حداقل بايد در طول يك برنامه اقتصادي به منظور تعيين سياستهاي سرمايه گذاري روشن باشد و صدور بخشنامه ها و آراي متعدد مالياتي از طرف دستگاه وصول ماليات "به عنوان مفسرقانون مالياتها" نه تنها ثبات و امنيت سرمايه را بامخاطره مواجه مي سازد بلكه عملا تداخل وظايف قوه اجرائيه و قوه مقننه مي باشد. جدول شماره "3" تغييرات مكرر بخشنامه اي ماده 132را نمايش مي دهد.
|
تاريخ تغييرات بعدي |
تاريخ اصلاحيه |
تاريخ تصويب اوليه |
شماره ماده | ||||
|
بخشنامه |
بخشنامه |
بخشنامه |
بخشنامه |
بخشنامه | |||
|
24/2/74 |
11/2/74 |
22/1/73 |
4/5/72 |
8/3/70 |
7/12/71 |
3/12/66 |
132 |
|
بودجه سالهاي 74و75و 76و 77 |
بودجه سال 72 |
بودجه سال 72 |
16/2/71 |
12/5/70 |
7/12/71 |
3/12/66 |
138 |
|
|
|
|
28/4/74 |
23/12/71 |
7/12/71 |
3/12/66 |
141 |
|
|
|
|
|
|
7/12/71 |
3/12/66 |
105 |
|
|
24/10/75 |
30/10/75 |
8/9/75 |
25/2/75 |
بهمن74 |
1372 |
كداقتصادي وصورتحساب تمونه |
|
|
|
17/7/76 |
6/6/76 |
22/5/76 |
26/12/74 |
7/6/72 |
قانون مناطق أزاد نقل وانتقال سهام |
|
|
|
|
|
8/4/76 |
28/6/75 |
29/1/68 |
بيرون از بورس |
10 - پيش بيني مقرراتي كه حضور حداقل يك نفر حسابدار رسمي يانمايندگان سازمان حسابرسي يا انجمن حسابداران خبره ايران درهيئتهاي حل اختلاف مالياتي الزامي نمايد تا ازاين طريق حقوق موديان مالياتي به لحاظ رعايت استانداردهاي حسابداري حفظ گردد.
11 - نگرش اجرايي بودن قانون كه در قوانين فعلي مد نظر نبوده است ، مثلا در مورد مالياتهاي علي الحساب كسر شده در منبع از موديان گاهي توسط شخص پرداخت كننده ، به وزارت دارايي پرداخت نمي شود و يا با تاخير زماني پرداخت مي شود كه در مورد اول كلا مورد قبول مميزان قرار نمي گيرد و در مورد دوم نيز معمولاهمين گونه است . مثلا مالياتي كه از حق الزحمه سال 1375 يك شركت پيمانكاري كسر مي شود،بعضا در سال 1377 به وزارت دارايي پرداخت مي شود و كلا اين پرداخت علي الحساب ماليات ،توسط شركت مذكور غير قابل استفاده مي شود"تاخير زماني و همچنين اينكه اضافه پرداختي ماليات سنوات قبل در اين موارد مورد قبول مميزان وزارت دارايي نمي باشد" و يا اينكه درمواردي كه فروش خدمات يا محصول نسيه مي باشد، فروشنده خدمات يا محصول مكلف مي شود كه 2 درصد ماليات مصرف را از خريداردريافت نمايد "مانند موسسات حسابرسي "، درصورتي كه فروشنده معمولا موفق به دريافت مطالبات خود نمي شود، حال چگونه 2 درصدبراي وزارت امور اقتصادي و دارايي دريافت كند.مضافا در اين زمينه با توجه به استفاده از كداقتصادي و امكان تعيين درآمد هر شخص درسال مالي ، مي توان كلا دريافت علي الحساب مالياتي را حذف نمود.
12 - پيش بيني جدولهاي استهلاكات مختلف ونپذيرفتن تفاوتهاي حاصله در موارد كه شركتها،از روشها و نرخهاي ديگري استفاده مي كنند،موجب مي شود كه شركتها معمولا برآورده هاي معقول از عمر داراييها را مدنظر قرار ندهند كه پيشنهاد مي شود شركتها در استفاده يا عدم استفاده از روشها و نرخهاي پيش بيني شده درحسابهاي خود مختار بوده و تفاوت حاصل ازاستفاده از جدول مزبور را با برآوردهاي خود، درسود و زيان ابزاري اعمال كنند "حتي در مواردي كه هزينه هاي استهلاك طبق روشها و نرخهاي اعمال مورد نظر شركت ، كمتر از مبلغ آن بااستفاده از جدول باشد، شركت مجاز به كسرتفاوت دو روش از درآمد مشمول ماليات خودباشند". در اين زمينه به ويژه روش و نرخهاي استهلاكات هزينه هاي پيش از بهره برداري و نيزاستهلاكات زيان سنوات قبلي اشخاص نيز درقانون فعلي غيرمنطقي مي باشد.
13 - قشر ماليات گريز كشور كه بازار سنتي وفروشندگان عمده و به طور عمده همان دلالان بزرگ و ادامه دهندگان راه بورژوازي وابسته هستند و به وسيله تلفن همراه حتي بدون جابه جايي كالا به ميلياردها تومان سود و رانت دسترسي دارند شناسايي و ماليات حقه دولت ازآنها وصول شود . در اين ارتباط اجراي سازوكارهاي گمرك و واحد خدمات مالياتي وزارت امور اقتصادي و دارايي مي تواند عامل موثري جهت دريافت ماليات از اين افراد باشد.
14 - معافيت مالياتي بنيادها ونهادهاي عمومي كه با بهره برداري از نام نهادهاي انقلابي به فعاليتهاي مخل اقتصادي مشغول هستند لغوشود تا زمنيه و امكان رقابت واحدهاي اقتصادي كشور فراهم شود، زيرا تا زماني كه شركتها وواحدهاي نورچشمي از رانت ارز و ساير رانتهاي خاصي استفاده مي كنند موضوع رقابت ، استفاده بهينه و كارايي مفهومي ندارد.
به نظر مي رسد در عصر فراتكنولوژي و درآستانه هزاره سوم كه مباحث حسابداري وحسابرسي كامپيوتري و تجارت الكترونيكي دردستور روز كشورهاي پيشرفته قرار گرفته و باتوجه به موضوع پيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني ضرورت توجه جدي به حسابداري وماليات در چارچوب منافع ملي و استانداردهاي حسابداري ضرورت دو چندان يافته است كه اميد مي رود با موج اصلاحات مورد نظر مردم درجامعه مدني اين موضوع در دستور كاراصلاح طلبان قرار گيرد.